{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیای من

مافیای من
پارت8
ویو ا/ت
داشتم می رفتم اب بخورم که دیدم
فک کنم دیکه هیچ وقت یادم نره جنازه ی ایو رو زمینه
(ایو بهترین دوست ا/تس)
دویدم سمت اتاق
ا/ت: اینجا چخبره چرا جنازه ایو رو زمینه
جیمین: کدوم برم ببینم کیو میگی
ا/ت: دنبالم بیا
رفتنو ایو رو بهش نشون داد
جیمین: اینو من نکشتم ینی کی میتونه باشه من میرم دکتر خبر کنم
رفت دکتر خبر کرد ایو بردن
دکتر: حالش اصلا خوب نیسن باید عمل بشه
بغض بدی گلومو چنگ میزد
پرش زمان به وقتی عمل ایو تموم شد
ا/ت: دکتر چیشد حالش خوبه
دکتر: اره ولی زیا حالش خوب نیست باید یه مدت مراقبش باشیم
ا/ت: چند روز تول میکشه تا خوب شه
دکتر: تقریبن یه هفته
ا/ت: جیمین بعدش پیش ما میمونه
جیمین: نه میره خونه نبایدم تورو ببینه چون امکان داره به کسی بگه
ا/ت: باشه (با بغض)
جیمین: چرا بغض کردی
ا/ت: بهترین دستمه انتظار داری بغض نکنم
جیمین بریم واسه ناهار
ا/ت: بریم
ویو جیمین
رفتیم ناهار خوردیم
جیمین: ا/ت میای بریم بیرون بستنی بخوریم
ا/ت: اره پوسیدم انقدر تو خونه موندم
جیمین:تهیونگ تو هم میای
تهیونگ: اره
برین حاضر شین

ویو ا/ت
رفتم لباسامو پوشیدم (میزارم)
رفتم پایین جیمین تهیونگم حاضر بودن رفتیم نشسته بودیم بستنی میخوردیم که یهو...
ادامه دار
شرتا 5 لایک و کامنت
دیدگاه ها (۸)

لباس ا/ت تو پارت 8

مافیای منپارت9ویو ا/تداشتیم بستنی میخوردیم که یهوکه یهو چیزی...

مافیای من پارت7ویو ا/تمیحاستم پاشم که یهو افتادم تو بغل جیمی...

مافیای من پارت 6ویو جیمین وقتی بیدار شدم خاستم برم صبحونه ...

وانشات فیک تهیونگ

mafia lave. پارت پنجم

عشق دو طرفه پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط