{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز می نشینم گوشه ای و به یاد قدیم ها که حوصله ام سر می ر

باز می نشینم گوشه ای و به یاد قدیم ها که حوصله ام سر می رفت و فضای مجازی هم آن قدر ها در دسترس نبود،
می نویسم!
می نویسم و می نویسم، هر آنچه که به ذهنم خطور کند را؛
شاید همین تنها راه نجات باشو
نجات از کلافگیِ ذهنِ پر از حرفم!
دیدگاه ها (۱)

چشم ها، همیشه بی تغییرن!امانگاه ها، به مرور عوض میشن!

فشار روحی داغون کنندس و غیر قابل توصیفه!فقط میشه اینطور دربا...

قبلا ها، وقتی که حالم بد میشد، می خوابیدم تا فراموش کنم؛و ای...

گاهی خودم هم، خودم را نمی شناسم؛انگار که بعضی وقت ها چندین ن...

-چرا می‌نویسم ؟شاید برای آنکه واژه‌ها تنها پناهگاهم شده‌اند ...

بعضى جنگ ها بيرون از آدم نيستند؛درست وسط ذهن شروع مى شوند. ج...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط