{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مهم نیست که شانه هایت تجسم است ...

مهم نیست که شانه هایت تجسم است ...
و آغوشت خیال!
همه یادت اینجاست ...
... نگاهت
... صدایت
... خنده هایت
دیگر چه میخواهم؟
هیچ!
من دلداده ” تو ” شدم ...
دستانت را در دستهایم جا گذاشتی
نگاهت را در نگاهم
و خیالت را در خیالم
و من آرامم
آرام تر از همیشه ............


دیدگاه ها (۶)

نامه یک پیرمرد ابادانی به پسرش که در زندان سپیداربود نوشت .....

#سلامتی خودم که هیچکس زیرپست هام کامنت نمیزاره ...

دوست که باشی فرقی نمی کند که زن باشی یا مرد...

آیا میدانستی هرماه متعلق به یک گل خاصی می باشد ؟فروردین: ...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

وقتی میخواستی خودکشی کنی ولی ... وقتی میخواستی خودکش...

دلتنگی..جدایی..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط