{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازفرشته خلقت پرسیدند :زن را چطور آفریدی؟ گفت : خاک رابا ک

ازفرشته خلقت پرسیدند :زن را چطور آفریدی؟ گفت : خاک رابا کودحیوانی قاطی کردم!!


















می خندی؟


پرسیدند ؛مرد را چطور؟ گفت : دیگه خاک قاطی نکردم


حالا بخند!!!
دیدگاه ها (۱۰)

یکی از فانتزیای من اینه که خواننده بشم، بعد کنسرت بذارم بعد ...

ﺁﺭﺍﻣــــــــﺶ ﻳـﻌﻨﻲ :ﻫﻤﻪ ﺁﺩﻣﺎﯼ ﺍﺿــــــــﺎﻓﻪ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺣـ...

خدا لره رو میفرسته جهنم، لره هم از حرص خدا هر دفعه شیطون رد ...

لره رو داشتن اعدام میکردن میارنش بالا میگه :منو بیارید پایین...

رمان دخت من

پارت۲۶ قمار یا زندگی

یک سگ زیادی ولگرد

🖤 قفس سیاهپارت بیست‌ونهم | دخترممرد چند قدم جلو آمد.لانا با ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

پارت سهجواب پدر لونا بله بودشبلونا: مامان دارن در میزنن باز ...

خب خب دیگه وقته معرفی رمانم هست ولی قبلش باید بگم که تازه کا...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁵﴿ویو تهیونگ﴾با اشاره‌ی دستم، همه در سک...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چــهــل‌و‌یــکــم 𓆪 🖤🥀مرد چند قدم عقب رفت.بر...

Part ⁴²The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفتم:و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط