آنجا که رخ از فرصت دیدار نهان کرد
آنجا که رُخ از فُرصتِ دیدار نَهان کرد
افسوس جَفا بَر نَفَسِ بادِ وَزان کرد
اُفتاده همه شاخِ گُل یاس به زیری
با داسِ غَضَب باده و پیمانه نِشان کرد
شُد رَعشه به گُلزار کزین داغِ جِگَرسوز
دیدم همه ی سَرو و سِپیدار خَزان کرد
آنجا که دلِ سوخته شُد بر دِلِ آتش
بَر کُرسی اَغیار دُعا بَر دِگران کرد
بَس غُنچه به لَبهای تَرَش کاشته بودم
افسوس که سرمایه به سودِدِگران کرد
افسوس جَفا بَر نَفَسِ بادِ وَزان کرد
اُفتاده همه شاخِ گُل یاس به زیری
با داسِ غَضَب باده و پیمانه نِشان کرد
شُد رَعشه به گُلزار کزین داغِ جِگَرسوز
دیدم همه ی سَرو و سِپیدار خَزان کرد
آنجا که دلِ سوخته شُد بر دِلِ آتش
بَر کُرسی اَغیار دُعا بَر دِگران کرد
بَس غُنچه به لَبهای تَرَش کاشته بودم
افسوس که سرمایه به سودِدِگران کرد
- ۳.۹k
- ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط