{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی من آرام میگذشت...

زندگی من آرام میگذشت...
اتفاقی نمی افتاد
تا اینکه سکوتی تمام وجودم را دگرگون کرد...
بی صدا آفتابی شد...
ودست مرا گرفت وبه راه نوشتن کشید
آری سکوت...
سکوتی که مشمول تحمل هاست...
سکوتی که از دنیا بریده است...
دیدگاه ها (۹)

آخرین بحث پارت ۸

قسمت ۷

از دشمنان تا عاشقان

....پارت سوم....

فصل دومپارت بیست و چهارم | راز ایزابلاصبح روز بعد...جنگکوک ا...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁴⁷درهای شیشه‌ای بیمارستان ...

🦢 پارت سیزدهم | حقیقتی که پنهان شده بودلیانا چند ثانیه به عک...

قلبی در قلمرو دشمن — پارت نهمدرِ عمارت باز شد.مردی با کت مشک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط