{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ی خر خوبی داشتم

ی خر خوبی داشتم
یونجه پیشش نزاشتم
دزده امد و بردش
یهو گذاشت تو شورتش
ای دزدک ناقلا خرم رو بردی کجا؟
من با اون الاغ حیون هر روز میرم به میدون
خرم رو پس بیارش تا ک نری تو زندون ^__^
دیدگاه ها (۲)

رمان تو خود منی

رمان عشق ممنوع

The Secret Between Light and the Stageپارت 9نارا: منم همین ک...

رمان آرام باش

پآرت⁸یه یونگی نگاه کردماهمیتی ندادم ولی هوووف بزرگی از عصبان...

سناریو قفل آبی پارت ۴

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟑𝟖ویو جونگکوکمامان و عمو یونگ هو رفته بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط