{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راستش را بگویم؟

راستش را بگویم؟
… سوختم!

سوختم و دم نزدم!
خواستم بگویم، فریاد بزنم…
اما باز هم سکوت کردم.. با سه نقطه!

همه ی نگفته هایم را می گذارم برای روز مبادا
روزی که در قصه ی من هرگز نمی آید…
روزی که در سرنوشت من طلسم شده است..

راستش را بگو..
بُردی؟!
دیدگاه ها (۱)

من درصبحی زیبا یادت میکنم؛تا همه لحظه هایت چون روز باشدو همه...

p1بوی عطر قدیمی، دوباره تمام فضای سالن را پر کرده بود. همان ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:¹⁹ویو: جونگ‌کوکچند دقیقه گذشت.هنوز...

همخونه اجباری... پارت 84."ویو جئون جونگ کوک"نگاهم بین صفحه‌ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط