سجاده گشــودم که بخوانم غزلـــم را

سجاده گشــودم که بخوانم غزلـــم را
سمتی که تویی،عقربه ی قبله نما رفت!

در بین غــــزل نـــــامِ تو را داد زدم ، داد
آنگونه که تا آن سر این کوچه ، صدا رفت!

بیرون زدم از خانه ؛ یکی پشتِ سرم گفت:
این وقتِ شب این شاعر دیوانه ، کجا رفت؟!

من بودم و زاهد ، به دو-راهی که رسیدیم
من سمتِ شما آمدم ؛ او سمتِ خدا رفت
دیدگاه ها (۶)

جاده بی راهه

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت " 30 ""ویو جئون آنجلینا" ...

سجاده گشــودم که بخوانم غزلـــم راسمتی که تویی،عقربه ی قبله ...

سجاده گشــودم که بخوانم غزلـــم راسمتی که تویی،عقربه ی قبله ...

سجاده گشــودم که بخوانم غزلـــم راسمتی که تویی،عقربه ی قبله ...

عاشقانه های شبنم

معین زد moin z درگیر تو بودم

درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفت...در من غزلی درد کشید و سر...

سجاده گشودم ک بخوانم غزلم راسمتی ک تویی عقربه ی قبله نما رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط