{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از نهایت شب حرف میزنم

-من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف میزنم
اگر به خانۀ من آمدی
برای من ای مهربان چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچۀ خوشبخت بنگرم…

#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۱)

-اندوه، زمان را می‌خورد؛صبور باش،زمان نیز اندوه را می‌بلعد.....

خنده ای کو که به دل انگیزم؟قطره ای کو که به دریا ریزم؟صخره ا...

تو کز خاموشی ام فهمی نداریچه خواهی فهم کردن از کلامم#شفیعی_ک...

رمان جونکوک

Does it hurt؟p³🍷فلش بک"_"و با یک صدای دپ و بم مردانه که با ی...

P/23اون شب برای اولین بار خشم پدربزرگ رو دیدم. خشم فرشته ای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط