{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران...

باران...
بهانه اي بود
كه زير چتر من تا پايان كوچه بيايي...
كاش...
نه كوچه انتهايي داشت...
نه باران بند مي آمد...
دیدگاه ها (۱)

آدمی که بی صدا قهر میکند می خواهد که بماند!که دوباره بخواهد؛...

کل دنیا هم بگویند دوستم دارند...فایده ندارد!اما ...دوستت دار...

هیچ چیز دلنشین تر از این نیستکه مدام نامت را صدا بزنمبا یک ع...

اینجا زمین استساعت به وقت انسانیت خواب استدل عجب موجود سخت ج...

رمان تهیونگ و جنی

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

قسمت هشت

من به فرداهای توبه آبی آسمان به سبزیِ نگاه بارانمن به روزی ک...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

رمان تهیونگ و جنی

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 4 | بارانعصر همان روز، آسمان سئول ناگهان ابری ...

عاشقانه های شبنم

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط