توپارک نشسته بودم باگوشی تو دنیای مجازی چرخ میزدم
توپارک نشسته بودم باگوشی تو دنیای مجازی چرخ میزدم
که یه پسر بچه اومد گفت فال میخری
گفتم پولم کمه بشین الان دوستم میاد میخره
گفت چه میکنی
گفتم تو دنیای مجازیم
گفت دنبای مجازی؟
گفتم جایی که نمی توانی لمسش کنی ولی میتوانی ارزوهاتو بسازی
گفت من شبکه مجازی را خیلی دوس دارم
گفتم مگر اینترنت داری
گفت نه@@
پدر م درزندان است نمی توانم لمسش کنم ولی همه ارزوهایم آنجاست
مادرم صب ساعت 6میره وقتی خوابم از سرکار میاید نمی توانم لمسش کنم ولی تمام ارزو هایم اوست
من سوپ نخوردم ولی نان را خورد میکنم در اب این همان آرزوست
گفتم اره دنیای مجازی تو خیلی زیباست
که یه پسر بچه اومد گفت فال میخری
گفتم پولم کمه بشین الان دوستم میاد میخره
گفت چه میکنی
گفتم تو دنیای مجازیم
گفت دنبای مجازی؟
گفتم جایی که نمی توانی لمسش کنی ولی میتوانی ارزوهاتو بسازی
گفت من شبکه مجازی را خیلی دوس دارم
گفتم مگر اینترنت داری
گفت نه@@
پدر م درزندان است نمی توانم لمسش کنم ولی همه ارزوهایم آنجاست
مادرم صب ساعت 6میره وقتی خوابم از سرکار میاید نمی توانم لمسش کنم ولی تمام ارزو هایم اوست
من سوپ نخوردم ولی نان را خورد میکنم در اب این همان آرزوست
گفتم اره دنیای مجازی تو خیلی زیباست
- ۱.۶k
- ۳۰ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط