پارت ۳
پارت ۳
ساعت ۱ و ۱۵ دقیقه شب_نویسنده "کارن":
تو راه جونگکوک محکم عروسکش رو بغل کرده بود و کت تهیونگ هم دورش پیچیده بود و میلرزید.تهیونگ هم وقتی این رو دید درجه ی گرمایش ماشین رو بیشتر کرد.وقتی رسیدن تهیونگ به جونگکوک کمک کرد که از ماشین پیاده شه و بردش داخل.اول نشوندش کنار شومینه و براش حوله و پتو اورد.با حوله موهاش و لباساش رو خشک کرد و پتو رو دورش پیچید و گفت:
تهیونک:همینجا بشین تا من برگردم باشه؟
جونگکوک سر تکون داد و تهیونگ هم رفت تا اجوما رو صدا کنه جونگکوک رو ببره حموم.رفت پشت در اتاق اجوما و در زد و گفت:
تهیونگ:اجوما؟اجوما؟
اجوما در رو باز کرد و گفت:
اجوما:جانم پسرم چیزی شده؟
تهیونگ:ببخشید اجوما بیدارت کردم.میشه بیای جونگکوک رو ببری حموم؟میترسم با من راحت نباشه
اجوما در هین اینکه داشت ژاکت بافتش رو میپوشید گفت:
اجوما:اره چرا که نه ولی جونگکوک کیه؟
تهیونگ:خب اون یه پسر کوچولوی نانازه که زیر بارون پیداش کردم.الانم با خودم اوردش خونه
ساعت ۱ و ۱۵ دقیقه شب_نویسنده "کارن":
تو راه جونگکوک محکم عروسکش رو بغل کرده بود و کت تهیونگ هم دورش پیچیده بود و میلرزید.تهیونگ هم وقتی این رو دید درجه ی گرمایش ماشین رو بیشتر کرد.وقتی رسیدن تهیونگ به جونگکوک کمک کرد که از ماشین پیاده شه و بردش داخل.اول نشوندش کنار شومینه و براش حوله و پتو اورد.با حوله موهاش و لباساش رو خشک کرد و پتو رو دورش پیچید و گفت:
تهیونک:همینجا بشین تا من برگردم باشه؟
جونگکوک سر تکون داد و تهیونگ هم رفت تا اجوما رو صدا کنه جونگکوک رو ببره حموم.رفت پشت در اتاق اجوما و در زد و گفت:
تهیونگ:اجوما؟اجوما؟
اجوما در رو باز کرد و گفت:
اجوما:جانم پسرم چیزی شده؟
تهیونگ:ببخشید اجوما بیدارت کردم.میشه بیای جونگکوک رو ببری حموم؟میترسم با من راحت نباشه
اجوما در هین اینکه داشت ژاکت بافتش رو میپوشید گفت:
اجوما:اره چرا که نه ولی جونگکوک کیه؟
تهیونگ:خب اون یه پسر کوچولوی نانازه که زیر بارون پیداش کردم.الانم با خودم اوردش خونه
- ۷۸
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط