{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستانک((ضربه ی آخر))

داستانک((ضربه ی آخر))

دشمن می دانست،
که رفتنت را باور نمی کنم،
سرت را ، روی نیزه،
در جلوی چشمانم
می چرخاند...

#داستانک
@d_n_kh
در سروش و آی گپ
دیدگاه ها (۱)

ماه صفر‌ تمام‌ می‌شود ...پیراهن‌ مشکی‌ عزای‌ تو‌ را‌ کنار می...

هنوز وقتی تویِ فکر می‌رم و می‌بینم که دیگه کنار من نیستی غمگ...

درخواستی

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

🔴پروانه سلحشوری: تجمعات شبانه روی اعصاب مردمه؛ روزانه جوانان...

آرت مخصوص خودم این آرت منه این آرت رو بر اساس خودم کشیدم پس ...

‏🐺[۲۰:۲۹ ~ ۲۰:۳۰ به وقت برزیل]پا گذاشتیم به خاک برزیل.ما برگ...

پارت ۴۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط