{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رقیبا رو دعایی کن که عشق از ما زوال آید،

رقیبا رو دعایی کن که عشق از ما زوال آید،
که نبود در جهان دستی که دست عشق بر بندد،

چه زیبا بسته بودی دوش آن نازک کمر جانا،
چنین زیبا ندیدم کَس به قتل ای مَه ، کمر بندد!
«عماد خراسانی»
دیدگاه ها (۴)

چو رخت خویش بر بستم از این خاکهمه گفتند با ما آشنا بود،ولیکن...

سرمایهٔ عمر آدمی یک نفسست،آن یک نفس از برای یک همنفسست،با هم...

شمّه‌ای از گل روی تو به بلبل گفتم،آن تُنُک حوصله رسوای گلستا...

اگر درمان تویی دردم فزون باد،و گر معشوقه ای، سهمم جنون باد!«...

خودِ ‌ها دیگر تصویرِ آشنایی از من ندارند؛ انگار غباری از سال...

*برای «بُشری» غریبم*سال‌ها گذشت و تو بزرگ شدی؛ اما نگاه من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط