پارت هشتم♡داشتم بیرونو تماشا می کردم که یهو جیمین اومد به
پارت هشتم♡داشتم بیرونو تماشا می کردم که یهو جیمین اومد بهش توجهی نکردم اومد و کنارم وایساد آروم گفتم
من:نمی تونم اینجا هم آرامش داشته باشم
جیمین:شنیدم چی گفتی
من:بشنو انگار برام مهمه
جیمین:من سعی می کنم باهات دعوا نکنم ولی تو هی
من:خیله خب بسه بگو چی می خوای؟
جیمین:از کجا فهمیدی ازت چیزی می خوام؟
من:خب دیگه حس ششمم قویه
جیمین:اول اینکه اون موضوع کراش رو فراموش کن و به کسی نگو
من:نه نگران نباش به کسی نمیگم رو تهیونگ کراش...
نزاشت حرفم تموم بشه و دستش رو گذاشت رو دهنم
جیمین:میشه خفه شی الان همه میشنون
من:خیله خب تو هم کسی نیس که اینجا رازت پیش من امنه
جیمین:و اینکه چطور فهمیدی کوک و تهیونگ بهم زدن؟
من:خب اینا موضوع شخصیه اوناس نمی تونم بهت بگم
جیمین:تو می تونی بدونی ولی به منکه میرسه شخصی میشه؟
من:قصد ندارم توسط کوک کشته بشم هنوز جوونم راستی الان چه حسی داری کراشت کات کرده؟
جیمین:فکر کنم زیاد حسه خوبی نیس
من:چییی راس میگی؟زده به سرت الان باید خوشحال باشی که
جیمین:چطور خوشحال باشم وقتی تهیونگ ناراحته
من:اره اینم درسته ولی من ترجیح میدم یونگی ناراحت باشه تا اینکه با کسی بجز من قرار بزاره
جیمین:مطمئنم اگه بعدا یه همچین اتفاقی برات بیوفته اینو نمیگی
من:خب شاید، میگم چرا الان به تهیونگ نزدیک نمیشی؟
جیمین:نمیشه اون هنوز کوک رو دوس داره
من:شاید نظرش عوض شه ترسو نباش
جیمین:تو سرت تو کار خودت لاشه من و باش دارم با کی درد و دل میکنم
من:ولی نمی تونی بگی که درد و دل باهام حالتو خوب نکرده
جیمین:من رفتم تو از منظره لذت ببر
من:اگه تو بزاری حتما
من:نمی تونم اینجا هم آرامش داشته باشم
جیمین:شنیدم چی گفتی
من:بشنو انگار برام مهمه
جیمین:من سعی می کنم باهات دعوا نکنم ولی تو هی
من:خیله خب بسه بگو چی می خوای؟
جیمین:از کجا فهمیدی ازت چیزی می خوام؟
من:خب دیگه حس ششمم قویه
جیمین:اول اینکه اون موضوع کراش رو فراموش کن و به کسی نگو
من:نه نگران نباش به کسی نمیگم رو تهیونگ کراش...
نزاشت حرفم تموم بشه و دستش رو گذاشت رو دهنم
جیمین:میشه خفه شی الان همه میشنون
من:خیله خب تو هم کسی نیس که اینجا رازت پیش من امنه
جیمین:و اینکه چطور فهمیدی کوک و تهیونگ بهم زدن؟
من:خب اینا موضوع شخصیه اوناس نمی تونم بهت بگم
جیمین:تو می تونی بدونی ولی به منکه میرسه شخصی میشه؟
من:قصد ندارم توسط کوک کشته بشم هنوز جوونم راستی الان چه حسی داری کراشت کات کرده؟
جیمین:فکر کنم زیاد حسه خوبی نیس
من:چییی راس میگی؟زده به سرت الان باید خوشحال باشی که
جیمین:چطور خوشحال باشم وقتی تهیونگ ناراحته
من:اره اینم درسته ولی من ترجیح میدم یونگی ناراحت باشه تا اینکه با کسی بجز من قرار بزاره
جیمین:مطمئنم اگه بعدا یه همچین اتفاقی برات بیوفته اینو نمیگی
من:خب شاید، میگم چرا الان به تهیونگ نزدیک نمیشی؟
جیمین:نمیشه اون هنوز کوک رو دوس داره
من:شاید نظرش عوض شه ترسو نباش
جیمین:تو سرت تو کار خودت لاشه من و باش دارم با کی درد و دل میکنم
من:ولی نمی تونی بگی که درد و دل باهام حالتو خوب نکرده
جیمین:من رفتم تو از منظره لذت ببر
من:اگه تو بزاری حتما
- ۳.۱k
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط