{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#میشه قلبت رو هک کنم یونگی؟

#میشه قلبت رو هک کنم یونگی؟

پارت ششم ♡شب شده بود کله روزو تو همون اتاق تنها مونده بودم حوصلم خیلی سر رفته بود سعی می کردم بخوابم ولی نمی تونستم از جام پاشدم اخه چقدر باید اینجا بمونم رفتم سمت در دستگیره رو فشار دادم ولی باز نشد نکنه اینا من و زندانی کرده باشن با اومدن این فکر به ذهنم شروع کردم به جیغ زدم و کولی بازی در آوردن
من:درو باز کنید کمککککک من و زندانی کردن منو بیارید بیرون کمکم کنید اینا می خوان من و بکشن کمککک درو باز نکنید همین الان بیچارتون میکنم گوشیه همتونو هک کردم انگار من و نشناختین به من میگن هه سول
همون لحظه هال خونه:
تهیونگ:این دیگه صدای کیه؟
جیمین:اون دخترست دیگه
کوک:ینی چه مرگشه؟
یونگی:بجایه اینکه اینجا بشینید یکیتون پاشه بره ببینه چه مرگشه
جیمین:من میرم
نامجون:نمی خواد خودم میرم ببینم
همونطور داشتم جیغ میزدم و به در مشت و لگد میزدم که یهو در باز شد و منی که به در تکیه داده بودم پخش زمین شدم
نامجون:چته روانی؟
درحالی که داشتم از جام پا میشدم و لباسام رو مرتب میکردم با حرص گفتم
من:چرا زندانیم کردین؟تو که میدونی از فضای بسه می ترسم
نامجون:چی زندانی؟زده به سرت؟
من:پس چرا در باز نمی شد؟
نامجون:حتما خراب شده اخه تو تو دست من کلید می بینی
انگار راس می گفت در خراب بود
من:اهههه اصلا به من چه حوصلم اینجا سر رفت میرم خونه رو بگردم
اینو گفتم خواستم برم که نامجون دستمو کشید و منم نتونستم تعادلم رو حفظ کنم و تقریبا افتادم تو بغلش
من:داری چیکار می کنی؟
نامجون:نکنه زده به سرت اگه جلو چشم یونگی آفتابی بشی زندت نمیزاره
من:چرا اونوقت؟ یونگی اصلا هم اینطوری نیست
نامجون:هه نکنه فکر کردی عاشقته؟تو براش با بقیه آدمایی که هرروز می کشه فرقی نداری
من:ولی من عاشقشم و کاری میکنم اونم عاشقم بشه من اونو تغییر میدم
نامجون:موفق باشی
دیدگاه ها (۰)

پارت هفتم ♡نامجون رفت سمت هال منم دنبالش راه افتادم هیچ کس ب...

پارت هشتم♡داشتم بیرونو تماشا می کردم که یهو جیمین اومد بهش ت...

#میشه قلبت رو هک کنم یونگی؟ #پارت پنجم ♡یونگی:احمق هچین چیزی...

#میشه قلبت رو هک کنم یونگی؟ پارت چهارم ♡ باشنیدن صدای شلیک خ...

#میشه قلبت رو هک کنم یونگی؟ پارت سوم♡تابش نور رو تو صورتم حس...

میشه قلبت رو هک کنم یونگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط