{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

I loved the be angel

I loved the be angel
PART 2






ا/ت . وارد تیمارستان شدم ... الحق که با این اعصابم بایدم اینجا کار کنم ...
یورا. سلامم .... خوبی
ا/ت . سلام ... قربونت ..توام الان رسیدی ؟
یورا . اره تازه رسیدم
ا/ت . هوم...بیا بریم لباسمون رو عوض کنیم و بعد به بیمار ها سر بزنیم
یورا . باشه ..
ویو اتاق پزشکان
یورا . دیدی یه بیمار جدید آوردن ؟
ا/ت . نه والا من یه هفته مرخصی بودم به خاطر سرماخوردگی ....
یورا . ووو اره راست میگی یادم نبود
ا/ت . هعیی آخرش منم باید کنار همین بیمار ها بخوابم ( خنده آروم
یورا . خندید
ا/ت . خوب حالا کجا هست این بدبخت جدید اسمش چیه چرا آوردمش اینجا ؟
یورا . خوب اون موقعی که تو مرخصی بودی آوردنش اسمش اگه اشتباه نکنم کیم تهیونگه .... طرف خیلی پولداره ا/ت
ا/ت . عه؟ پس برم مخشو بزنم ( خنده و شوخی
یورا . فکر نکنم بتونی با اخلاق قشنگش کنار بیای
ا/ت . شوخی کردم بابا .... بعدم اینم مثل بقیه چه فرقی داره ؟
یورا . فرقش اینه که از وقتی اومده اینجا .. ما هر روز از سایه خودمونم میترسیدم
ا/ت . واا چرا ؟ .
یورا . ۲ روز پیش نزدیک بود یکی از پرستار ها رو خفه کنه همه مثل سگ ازش میترسن ... هر کسی رو که می بینه میخاد بزنه و بکشه...
ا/ت . یه هفته نبودم عجب اتفاقاتی افتاده ها .... خوب چطور میخایید بهش دارو بدین و ارومش کنین ؟
یورا . خوب از اونجایی که ایشون قصد کشتن تک تک ما رو داره و اصلا اعصاب مصاب نداره پزشکا و پرستارا باهم قرار گذاشتن وقتی خوابه به زور دارو هاش رو بدن و بعد سریع در برن
ا/ت . ترسوهااا ... ( خنده
یورا . نوبت خودت که شد میبینیم ( پوزخند
ا/ت ‌ ببین .. ( پوزخند مطمن
یورا. یهو چهرش عوض شد و با ترس به پشت سر ا/ت نگاه کرد و ا/ت هم متوجه تغییر حالت چهره اش شد
ا/ت . چیزی شده یورا ؟
یورا. پ....پشت سرت ا/ت ... ( ترس
ا/ت . پشت سرم چی ؟ ( ترسید






ادامه دارد......
#تابع_قوانین_ویسگون
دیدگاه ها (۱۵)

هدفت چیه الان؟ چرا همش پست های منو گزارش میکنی؟ مشکلی داری ع...

I loved be angel PART 1ا/ت . یک روز کسل کننده دیگه از راه رس...

ONLY MINE اسلاید اول . میکاپ ا/ت اسلاید دوم. میکاپ میرا اسل...

ONLY MINE PART 68 ( finish)یک ماه بعد ادمین . جونگ کوک و اف...

I loved be angel PART 6ویو شب ا/ت . امروز کارم زود تموم شد و...

I loved be angel PART 16فرمانده پارک . چطور قربان خواهرش رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط