I loved be angel
I loved be angel
PART 1
ا/ت . یک روز کسل کننده دیگه از راه رسید و مجبور شدم از خواب ناز دل بکنم و بیدار شم برای اینکه سرحال بیام حموم رفتم و کارهای لازم رو انجام دادم و اومدم پایین و طبق معمول سونگبین خان زودتر از من بیدار شده بود و میز صبحانه رو چیده بود...
سونگبین. چه عجب صبح بخیر تنبل خانم
ا/ت . هعیی..... صبح توام بخیر
سونگبین. چیه ؟ پکری ؟
ا/ت . امروز اصلا حوصله سرکار رو ندارم
سونگبین . تو کی حوصله داشتی این دفعه دومت باشه؟
ا/ت . یااا مثلا داداشمی باید بهم دلداری بدی بگی امروز نری سرکار.. بعد بجاش تیکه ام میندازی؟ ایشش ( حالت قهر و غرغر
سونگبین . پس بگو خانم یک هفته خورده خوابیده الان زورش میاد بلند شه بره سرکار ( خنده
ا/ت . یاااا میزنمتااا
سونگبین . خیل خوب حالا نکشمیون سوسانو بشین صبحانه ات رو بخور که امروز اصلا وقت نازکشی سرکارالیه
رو ندارم کلی کار دارم...( دهن پر
ا/ت . جناب سروان لیم سونگبین کی فرصت داشته این دفعه دومش باشه؟ ( اداشو در آورد
سونگبین . مزه نریز بچه صبحانه ات رو بخور دیره ( دهن پر
ا/ت . باشه ... ( شروع کرد به خوردن
چند مین بعد
سونگبین صبحانشو خورد و رفت آماده شد و رفت سمت در
سونگبین . من رفتم
ا/ت . وایستتااا
سونگبین . چرا ... باز چی شده؟
ا/ت . منم باهات میام
سونگبین . کجا میای؟
ا/ت . دانشمند ماشینم دست یوراس میخام با تو بیام برسونیم سرکار
سونگبین.اها خیل خوب زود باش بیا
ا/ت . برو اومدم
( یورا دوست و همکار ا/ته )
سونگبین. خوب خداحافظ
ا/ت . خداحافظ (؛پیاده شد و رفت داخل
سونگبین .رفت اداره پلیس برای برسی به پرونده مهم که تازه بهش داده بودن.....
ادامه دارد.....
#تابع_قوانین_ ویسگون
PART 1
ا/ت . یک روز کسل کننده دیگه از راه رسید و مجبور شدم از خواب ناز دل بکنم و بیدار شم برای اینکه سرحال بیام حموم رفتم و کارهای لازم رو انجام دادم و اومدم پایین و طبق معمول سونگبین خان زودتر از من بیدار شده بود و میز صبحانه رو چیده بود...
سونگبین. چه عجب صبح بخیر تنبل خانم
ا/ت . هعیی..... صبح توام بخیر
سونگبین. چیه ؟ پکری ؟
ا/ت . امروز اصلا حوصله سرکار رو ندارم
سونگبین . تو کی حوصله داشتی این دفعه دومت باشه؟
ا/ت . یااا مثلا داداشمی باید بهم دلداری بدی بگی امروز نری سرکار.. بعد بجاش تیکه ام میندازی؟ ایشش ( حالت قهر و غرغر
سونگبین . پس بگو خانم یک هفته خورده خوابیده الان زورش میاد بلند شه بره سرکار ( خنده
ا/ت . یاااا میزنمتااا
سونگبین . خیل خوب حالا نکشمیون سوسانو بشین صبحانه ات رو بخور که امروز اصلا وقت نازکشی سرکارالیه
رو ندارم کلی کار دارم...( دهن پر
ا/ت . جناب سروان لیم سونگبین کی فرصت داشته این دفعه دومش باشه؟ ( اداشو در آورد
سونگبین . مزه نریز بچه صبحانه ات رو بخور دیره ( دهن پر
ا/ت . باشه ... ( شروع کرد به خوردن
چند مین بعد
سونگبین صبحانشو خورد و رفت آماده شد و رفت سمت در
سونگبین . من رفتم
ا/ت . وایستتااا
سونگبین . چرا ... باز چی شده؟
ا/ت . منم باهات میام
سونگبین . کجا میای؟
ا/ت . دانشمند ماشینم دست یوراس میخام با تو بیام برسونیم سرکار
سونگبین.اها خیل خوب زود باش بیا
ا/ت . برو اومدم
( یورا دوست و همکار ا/ته )
سونگبین. خوب خداحافظ
ا/ت . خداحافظ (؛پیاده شد و رفت داخل
سونگبین .رفت اداره پلیس برای برسی به پرونده مهم که تازه بهش داده بودن.....
ادامه دارد.....
#تابع_قوانین_ ویسگون
- ۲۰.۹k
- ۲۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط