{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P12

P12
(Killer monster)
کوک: اتتتت( داد)
ات: چیهههه(داد)
کوک: بیا بیرون از اتاق پیتزا خریدم( داد)
ات: باشههه( داد)
ات: کوک( داد)
کوک: چیه( داد)
بچه ها ات تو اتاقه کوک توی پذیرایی برای همین داد میزنن😂🤌
ات: لباس ندارم( تقریبا با صدای کم )
کوک؛ چی گفتی؟ ( داد
ات: هیچی الان میام( داد
ات ویو
خب خب بهتره برم سراغ اتاق کوک لباس خوشگلشو بردارم
ات رفت توی اتاق کوک که چند تا وی**سکی دید یکیش پر بود به هر حال رفت سراغ کمد کوک و ی لباس برداشت
ات: ای خدا چرا اینقد گشادنن
چون تا تقریبا روی زانو ات بود ات شلوار نپوشید قاعدتن و بدو بدو از پله رفت پایین که غذا بخوره
کوک ویو
ات اومد پایین دیدم لباس منو پوشیده
کوک: جرررر😂😂😂
ات: تو چرا اینقد گوریلی
کوک: 😂😂😂😂
ات: یااااا نخنددد
کوک: ات صدات هست ولی تصویر نیست😂😂😂 ( منظورش اینه تو لباس گم شده😂
ات: دمپایی من کو
کوک : باش باش ییا غذا بخور سرد شد
ات: راس میگیااا
کوک و ات با هم غذا خوردن
عصر
ات: میگم کوک
کوک: هوم
ات: حوصلم سر رفت خب
کوک: با بم بازی کن
ات: بازی کردم
کوک گوشیش گذاشت کنار و گفت
کوک: خب چکار کنیم
ات: گیم بزنیم
کوک: جون بلدی؟
ات: آره
کوک: بزن بریم
ات: ذوققق بریمم
شرط نداریم ذوق کنین🫠🫶
دیدگاه ها (۳)

P13(Killer monster)شب شده بود همه خدمتکارا خوابیده بودن ات و...

P14(Killer monster) که یکدفعه یادشون میاد دیشب چیا به هم گفت...

@hhhjjin_black

(Killer monster)P11 ات: پس میمونمکوک: گ..و...ه خوردی ات: میم...

نفرتی به نام عشقپارت: 24ات، پایین بود و داشت پیدزاشو میخورد....

part26 عشق پنهان《ویو ات》با جونگ کوک شروع کردیم به جمع کردن و...

شب تولدم پارت1ات: سلام من اتم و 15 سالمه من با یه پسر به نام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط