{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودند که از دل برود يار چو از ديده برفت

گفته بودند که از دل برود يار چو از ديده برفت
سالها هست که از ديده ي من رفتي ليک
دلم از مهر تو آکنده هنوز
دفتر عمر مرا
دست ايام ورقها زده است
زير بار غم عشق
قامتم خم شد و پشتم بشکست
در خيالم اما
همچنان روز نخست
تويي آن قامت بالنده هنوز
در قمار غم عشق
دل من بردي و با دست تهي
منم آن عاشق بازنده هنوز
آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
گر که گورم بشکافند عيان مي بينند
زير خاکستر جسمم باقيست
آتشي سرکش و سوزنده هنوز
دیدگاه ها (۱)

لبخند بزن؛ برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید رفته ر...

روی دیوار روی سایه ایـــــ که به جا مانده از تو چشــــم می...

برو اي خوب من ، هم بغض دريا شو ، خداحافظ ! برو با بي کسي هاي...

کاش وقتی اسمان بارانی است از زلال چشمهایش تر شویم وقته پاییز...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت سالها هست که از...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسالها هست که از ...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسالها هست که از ...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسالها هست که از ...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسالها هست که از ...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسالها هست که از ...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسالها هست که از ...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسال هاست که از د...

‎گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسالها هست که از...

از دل برود یار چو از دیده برفت…

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط