chapter
chapter 2
p2
_-_-___-_--__-_-__-_-_-_-__-_-_-_-_-_-_-__-___-_-__-_-_-_-_-_-_-_-__-_-_-__-_-_-_-_-__-_-__-_-_-___-_-__-_-_-
اسلاید ها: لباس های ا.ت برای مهمونی( کیفش اون مشکیه هست _ لباس جینو و تهیونگ و جونگکوک یه کت و شلوار مشکی ساده با کروات هست ( کفشای تهیونگ لوبوتان عه )
_-_-_-__--_-__-_-_-__-_-__-_-_-__-_-_-_-_-__-_-__-_-_-__-_-_-_--_-_-_-_-_-_-__-_-_-__-_-_-_-__-_-__-_-_-__-_-_-_-_
ویو ا.ت:
وارد مهمونی شدیم ، بوی سیگار و الکل از بیروت عمارت میومد که باعث میشد سرم درد بگیره
بگذریم ، ۲ نفر برای خوش آمد گویی به مهمون ها ایستاده بودن که فکر کنم خدمتکار بودن ... وارد که شدیم همه ی نگاه ها به سمت ما برگشت من و جینو ۲ تا صندلی انتخاب کردیم که تقریبا نزدیک به خاندان پارک، پک و کیم ، جئون بود
با چشمام دنبال تهیونگ گشتم . اما انگار هنوز نیامده شایدم اصلا قرار نیست بیاد .....
ویو تهیونگ:
کوک درحال رانندگی بود ... منم درحال سیگار کشیدن
کوک: رسیدیم پیاده شو
... وارد که شدیم پدرم برای خوش آمد گویی جلوی ما آمد
کوک و تهیونگ: کجا میتونیم بشینیم؟
پدرش: جایگاه VIP براتون رزرو شده ( با انگشت اشارش نشون داد)
تهیونگ با غرور سرش رو بالا گرفته بود و نگاه خیلی از دخترا رو روی خودش حس میکرد به غیر از ا.ت
تهیونگ ا.ت رو دیده بود که اونده ، البته همراه با جینو ، همین اتفاق میتونست سادیسم تهیونگ رو قلقلک بده
تهیونگ خیلی وقت بود که خونی نریخته بود .....
پدرش: امشب خاندان های قدرتمند باند ما جئون، پک، و پارک اینجا جمع شدن تا خبر اولین مافیای آلفای دختر رو بدیم
این کار برای این ۳ خاندان بشدت ریسکی بود ( صدای رسا)
تهیونگ با شنیدن این حرفای پدرش به وجد اومد .... اون دختر کی میتونست باشه ؟ کدوم دختری انقدر جربزه داره که وارد
خاندان اصلی مافیا بشه؟ اونم مافیای قاچاق انسان.....
کوک: دمش گرم هرکی بوده ( زیرلب)
تهیونگ سیگار برگش رو روشن کرد و منتظر اعلام نتیجه بود ...
پدرش: این دختر با استعداد _ زیبا _ و نترس کسی نیست جز .... پارت ا.ت ( افتخار )
ا.ت بلند شد و به سمت پدر تهیونگ رفت
ا.ت خودشو کامل معرفی کرد و نشان خاندان مافیای قاچاق انسان رو بدست آورد
حتی جینو هم نمیدونست که ا.ت توی این ۲ سال خیلی فشرده تمرین میکرده و توی بکس و حک کردن مهارت کافی پیدا کرده
........
ادامه دارد .....
p2
_-_-___-_--__-_-__-_-_-_-__-_-_-_-_-_-_-__-___-_-__-_-_-_-_-_-_-_-__-_-_-__-_-_-_-_-__-_-__-_-_-___-_-__-_-_-
اسلاید ها: لباس های ا.ت برای مهمونی( کیفش اون مشکیه هست _ لباس جینو و تهیونگ و جونگکوک یه کت و شلوار مشکی ساده با کروات هست ( کفشای تهیونگ لوبوتان عه )
_-_-_-__--_-__-_-_-__-_-__-_-_-__-_-_-_-_-__-_-__-_-_-__-_-_-_--_-_-_-_-_-_-__-_-_-__-_-_-_-__-_-__-_-_-__-_-_-_-_
ویو ا.ت:
وارد مهمونی شدیم ، بوی سیگار و الکل از بیروت عمارت میومد که باعث میشد سرم درد بگیره
بگذریم ، ۲ نفر برای خوش آمد گویی به مهمون ها ایستاده بودن که فکر کنم خدمتکار بودن ... وارد که شدیم همه ی نگاه ها به سمت ما برگشت من و جینو ۲ تا صندلی انتخاب کردیم که تقریبا نزدیک به خاندان پارک، پک و کیم ، جئون بود
با چشمام دنبال تهیونگ گشتم . اما انگار هنوز نیامده شایدم اصلا قرار نیست بیاد .....
ویو تهیونگ:
کوک درحال رانندگی بود ... منم درحال سیگار کشیدن
کوک: رسیدیم پیاده شو
... وارد که شدیم پدرم برای خوش آمد گویی جلوی ما آمد
کوک و تهیونگ: کجا میتونیم بشینیم؟
پدرش: جایگاه VIP براتون رزرو شده ( با انگشت اشارش نشون داد)
تهیونگ با غرور سرش رو بالا گرفته بود و نگاه خیلی از دخترا رو روی خودش حس میکرد به غیر از ا.ت
تهیونگ ا.ت رو دیده بود که اونده ، البته همراه با جینو ، همین اتفاق میتونست سادیسم تهیونگ رو قلقلک بده
تهیونگ خیلی وقت بود که خونی نریخته بود .....
پدرش: امشب خاندان های قدرتمند باند ما جئون، پک، و پارک اینجا جمع شدن تا خبر اولین مافیای آلفای دختر رو بدیم
این کار برای این ۳ خاندان بشدت ریسکی بود ( صدای رسا)
تهیونگ با شنیدن این حرفای پدرش به وجد اومد .... اون دختر کی میتونست باشه ؟ کدوم دختری انقدر جربزه داره که وارد
خاندان اصلی مافیا بشه؟ اونم مافیای قاچاق انسان.....
کوک: دمش گرم هرکی بوده ( زیرلب)
تهیونگ سیگار برگش رو روشن کرد و منتظر اعلام نتیجه بود ...
پدرش: این دختر با استعداد _ زیبا _ و نترس کسی نیست جز .... پارت ا.ت ( افتخار )
ا.ت بلند شد و به سمت پدر تهیونگ رفت
ا.ت خودشو کامل معرفی کرد و نشان خاندان مافیای قاچاق انسان رو بدست آورد
حتی جینو هم نمیدونست که ا.ت توی این ۲ سال خیلی فشرده تمرین میکرده و توی بکس و حک کردن مهارت کافی پیدا کرده
........
ادامه دارد .....
- ۲۴۳
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط