پارت ۱۵
پارت ۱۵
پدر غیرتی من
ویو کوک
تو گوشیم بودم که اومد پایین چه کیوت شده بود
کوک: بیا بریم
جیا: باشه
دیدم سخت داره میره بیرون رفتم و برآید استایل بلندش کردم و بردم تو ماشین
از خجالت لپای نرم و کوچولوش سرخ شده بود
ویو جیا
راه افتادیم سمت مدرسه تا بریم برای ثبت نام ایشش از مدرسه متنفرم چندشششش
۱۰ مین بعد
اوفف کابوس من جلو چشمامه
جلو دفتر مدیر وایساده بودیم کوک دستم و گرفت و با کمکش رفتیم داخل نشستیم و کوک و آقای مدیر مشغول صحبت شدن منم گوشی کوک و گرفتم و با گوشیش بازی میکردم رفتم تو گالری پر از عکسای خودش بود یکم داخل و نگاه کردم رسیدم به عکس های چند تا دختر که تو بغل کوک بودن چرا حسودیم شدد ایش
...
پدر غیرتی من
ویو کوک
تو گوشیم بودم که اومد پایین چه کیوت شده بود
کوک: بیا بریم
جیا: باشه
دیدم سخت داره میره بیرون رفتم و برآید استایل بلندش کردم و بردم تو ماشین
از خجالت لپای نرم و کوچولوش سرخ شده بود
ویو جیا
راه افتادیم سمت مدرسه تا بریم برای ثبت نام ایشش از مدرسه متنفرم چندشششش
۱۰ مین بعد
اوفف کابوس من جلو چشمامه
جلو دفتر مدیر وایساده بودیم کوک دستم و گرفت و با کمکش رفتیم داخل نشستیم و کوک و آقای مدیر مشغول صحبت شدن منم گوشی کوک و گرفتم و با گوشیش بازی میکردم رفتم تو گالری پر از عکسای خودش بود یکم داخل و نگاه کردم رسیدم به عکس های چند تا دختر که تو بغل کوک بودن چرا حسودیم شدد ایش
...
- ۸.۸k
- ۲۷ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط