{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وصالِ آن لبِ شیرین به خُسروان دادند،

وصالِ آن لبِ شیرین به خُسروان دادند،

تو را نصیب همین بس که کوهکن باشی!
دیدگاه ها (۱)

ای که در کوی خرابات مقامی داری،فرصتت باد که خوش صبحی و شامی ...

چشمان گریه ام را دادم به دستِ باران،شاید مرا بگرید بر تربتِ ...

منِ دیوانه که صد سلسله بُگسیخته ام، تا سرِ زلف تو باشد، نکش...

مرا از خواب خود بستان بدین خواب فراموشی!

از آن لبِ شیرینِ تو تا دور شدمدر تلخیِ تنهاییِ خود شور شدماز...

ما رو در روبیکا دنبال کنید : rubika.ir/@baghiiyatallah11____313

ولی باچیرا یه چیز دیگست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط