The unwanted roommate
The unwanted roommate
_________________________
ویو پارک یورین:
خیلی از دست کوک ناراحت بودم..... یعنی اینقدر زود فراموشم کرد...... بهونه هم میاره برام..... ایششش
وارد عمارت شدم که دیدم کوک رو مبل ولو شده و داره گیم میزنه واتتتتتتتتت این اینجا چیکار میکنهههه
+«کوک.... تو اینجا چیکار میکنی»
_« اوه اومدی مامان بابات رفتن سفر گفتن تا وقتی بیان پیشت باشم..........(نیشخند)
حرصم گرفت..... اخه من چطور اینو تحمل کنممممم
_________________________
ویو پارک یورین:
خیلی از دست کوک ناراحت بودم..... یعنی اینقدر زود فراموشم کرد...... بهونه هم میاره برام..... ایششش
وارد عمارت شدم که دیدم کوک رو مبل ولو شده و داره گیم میزنه واتتتتتتتتت این اینجا چیکار میکنهههه
+«کوک.... تو اینجا چیکار میکنی»
_« اوه اومدی مامان بابات رفتن سفر گفتن تا وقتی بیان پیشت باشم..........(نیشخند)
حرصم گرفت..... اخه من چطور اینو تحمل کنممممم
- ۸۹۶
- ۱۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط