سوختن است اگر تاوانش؛ می پذیرم!
سوختن است اگر تاوانش؛ می پذیرم!
می پذیرم که پیرهن چاک و آتش به دل و دست، روی ریلِ شکسته زندگی بدوم؛
تا مگر قطارِعاقبتم را از سقوط در درّه تاریکِ دنیا بازدارم!
می پذیرم که سرما و تاریکیِ قضاوتِ نادرستِ انسان را به جان بخرم؛
تا شاید در مقابل قاضی حقیقی کمتر شرمسار باشم!
آقای آگاهِ آخر، هدایتم میکنی!؟!
می پذیرم که پیرهن چاک و آتش به دل و دست، روی ریلِ شکسته زندگی بدوم؛
تا مگر قطارِعاقبتم را از سقوط در درّه تاریکِ دنیا بازدارم!
می پذیرم که سرما و تاریکیِ قضاوتِ نادرستِ انسان را به جان بخرم؛
تا شاید در مقابل قاضی حقیقی کمتر شرمسار باشم!
آقای آگاهِ آخر، هدایتم میکنی!؟!
- ۴۲۵
- ۲۴ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط