رضا
#رضا
_خانمتون حالشون کم کم بهتر میشه آقای برزگر بهش فشار نیارید الان خیلی حالش بده حتمن هی چیبگم
هاج و واج مونده بودم نمیدونستم چی بگم
چش چش
رفتم تو اتاق
نمیدونستم چطور برخورد کنم با روی خوش وارد شدم
_سلام دنیا.چیشد یهو (( بغض))
+چی بگم..یهو چشام سیاهی رفت خیلی بدجنسیا قرار شد فقط یه ربع ((گرفته))
ببخشید نفهمیدم چیشد یهو
خب الان خوبم چیزیم نیست ک
_دنیا.یه چی بپرسم راستش میگی ؟؟
+چی
_تو قبله من با کسی؟
+چی میگی رضا
تند تند ب سرفه افتاد.نفهمیدم چیشد از آب معدنی تو یخچال واسش ریختم و اوردم
چند قلوپی خورد
+من..من..((بغض))
_تو چی دنیا د بگو دیگه
+بهم.. ت.جاوز شد رضا.نخاستم بگم بت ک یهو وسط این همه وضعیت خون جلو چشاتو نگیره
_ینی چی؟؟داد))
+آروم.قول بده بم ک وقتی اینو گفتم کاری نکنی باشه((گرفته)*
_باشه باشه تو بگو
+آدمای علی.یه روز ک داشتم واسه خرید خونه بر میگشتم همون موقعا ک تازه مامانم قوت شده بود ... دیدم یهو یه ماشین شاسی بلند مشکی جلوم ایستاد اولش ب رام ادامه دادم بعد دیدم خیلی پاپیچمه ایستادم یهو جلو دماغم دستمال گذاشت و انداختم تو ماشین بعدش هیچی نفهمیدم وقتی بلند شدم یا تنه خونیم مواجه شدم ..گرفتم چیشده ینی تو شوک بودم نمیدونستم چیکار کنم فقط گریه میکردم ولم کرده بودن تو یه جای خیلی دور داشتم سکته میکردم اخر یکی سوارم کرد و اوردتم خونه اما من اینو حتی ب پانیذم نگفتم
تو ؟؟تو از کجا فهمیدی؟؟
_تو چار ماهه بارد.ار بودی اما بچ..بچت س.قط شد
+من . من باردار بودم؟؟
_اره اولش تو شوک بودم ولی نمیدونم چطور
+باور کن.من حتی نمیدونستم چیکار کنم. من حتی با تو ک
_دنیا یکم بم وقت بده خیلی تو شوکم باشه
+من.من.نمیدونم چی بگم حالم خوب نیست..
ادامه دارد..
_خانمتون حالشون کم کم بهتر میشه آقای برزگر بهش فشار نیارید الان خیلی حالش بده حتمن هی چیبگم
هاج و واج مونده بودم نمیدونستم چی بگم
چش چش
رفتم تو اتاق
نمیدونستم چطور برخورد کنم با روی خوش وارد شدم
_سلام دنیا.چیشد یهو (( بغض))
+چی بگم..یهو چشام سیاهی رفت خیلی بدجنسیا قرار شد فقط یه ربع ((گرفته))
ببخشید نفهمیدم چیشد یهو
خب الان خوبم چیزیم نیست ک
_دنیا.یه چی بپرسم راستش میگی ؟؟
+چی
_تو قبله من با کسی؟
+چی میگی رضا
تند تند ب سرفه افتاد.نفهمیدم چیشد از آب معدنی تو یخچال واسش ریختم و اوردم
چند قلوپی خورد
+من..من..((بغض))
_تو چی دنیا د بگو دیگه
+بهم.. ت.جاوز شد رضا.نخاستم بگم بت ک یهو وسط این همه وضعیت خون جلو چشاتو نگیره
_ینی چی؟؟داد))
+آروم.قول بده بم ک وقتی اینو گفتم کاری نکنی باشه((گرفته)*
_باشه باشه تو بگو
+آدمای علی.یه روز ک داشتم واسه خرید خونه بر میگشتم همون موقعا ک تازه مامانم قوت شده بود ... دیدم یهو یه ماشین شاسی بلند مشکی جلوم ایستاد اولش ب رام ادامه دادم بعد دیدم خیلی پاپیچمه ایستادم یهو جلو دماغم دستمال گذاشت و انداختم تو ماشین بعدش هیچی نفهمیدم وقتی بلند شدم یا تنه خونیم مواجه شدم ..گرفتم چیشده ینی تو شوک بودم نمیدونستم چیکار کنم فقط گریه میکردم ولم کرده بودن تو یه جای خیلی دور داشتم سکته میکردم اخر یکی سوارم کرد و اوردتم خونه اما من اینو حتی ب پانیذم نگفتم
تو ؟؟تو از کجا فهمیدی؟؟
_تو چار ماهه بارد.ار بودی اما بچ..بچت س.قط شد
+من . من باردار بودم؟؟
_اره اولش تو شوک بودم ولی نمیدونم چطور
+باور کن.من حتی نمیدونستم چیکار کنم. من حتی با تو ک
_دنیا یکم بم وقت بده خیلی تو شوکم باشه
+من.من.نمیدونم چی بگم حالم خوب نیست..
ادامه دارد..
- ۱۱.۳k
- ۰۱ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط