{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راه رفتن را دوست دارم

راه رفتن را دوست دارم
درمیان جاده های آشنا ونا آشنای وجودم
در کویر بی پایان عمرم
هزاران بار این راه رفته را رفتم
اما هنوز خودرا پیدا نکردم
من بازنمیگردم ، اینبار اگر رفتم
می روم تا آنجا که دگر هیچ از من نباشد
من درگیربا وجود خویشم
پس می روم تا بیابم ازخودم یک ردپا
دیدگاه ها (۱)

،،،،،

اگر مداد رنگی داشتم فکرم را آبی رنگ میکردم بازُ مستِ باد . ....

زن بودن اتفاق قشنگیه!!وقتی میتونی غصه هاتو لابه لای دونه های...

سنگین میشود پلکهایمدرست در اوج افسانه حضورت،در آن دقایق معصو...

پارت ۱۸ راز ستارۀ درخشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط