۴ پارتی از کوک
۴ پارتی از کوک
ویو کوک
اماده شدم رفتم سمت ماشین دیدم ات هم آمد خیلی ناز شده بود
کوک : گوگولی
ات : با منی ، هه به من می گی گوگولی
کوک : باشه جوش نیار
ات : 😡
دیگه سوار ماشین شدیم می خواستم بریم ساحل دریا داشتیم قدم می زدیم که
کوک : ات
ات : بله
کوک : من دوست دارم
ات : ها
کوک : دیشب بهم اعتراف کردی می دونم دوستم داری مگه نه
ات : اون مال قبلاً بود الان دوست ندارم موقع ای که خواستم بگم با دوست دخترت بودی
کوک : ...... ولی من دوست دارم
ات : باید فکر کنم
سه سال بعد
جونگ لی : مامالی ( با لحن بچه گونه )
کوک : ات نگاش کن چه ناز گفت مامان
ات : خدا من چه کیوت
ویو ات
سه سال گذشت من و کوک عاشق هم شدیم و الان یک بچه ی ۱ ساله داریم که داره راه می ره و خلاصه خوشبخت شدیم و اصلا زندگی ما دیگه به شما مربوط نیست
پایان
حمایت
ویو کوک
اماده شدم رفتم سمت ماشین دیدم ات هم آمد خیلی ناز شده بود
کوک : گوگولی
ات : با منی ، هه به من می گی گوگولی
کوک : باشه جوش نیار
ات : 😡
دیگه سوار ماشین شدیم می خواستم بریم ساحل دریا داشتیم قدم می زدیم که
کوک : ات
ات : بله
کوک : من دوست دارم
ات : ها
کوک : دیشب بهم اعتراف کردی می دونم دوستم داری مگه نه
ات : اون مال قبلاً بود الان دوست ندارم موقع ای که خواستم بگم با دوست دخترت بودی
کوک : ...... ولی من دوست دارم
ات : باید فکر کنم
سه سال بعد
جونگ لی : مامالی ( با لحن بچه گونه )
کوک : ات نگاش کن چه ناز گفت مامان
ات : خدا من چه کیوت
ویو ات
سه سال گذشت من و کوک عاشق هم شدیم و الان یک بچه ی ۱ ساله داریم که داره راه می ره و خلاصه خوشبخت شدیم و اصلا زندگی ما دیگه به شما مربوط نیست
پایان
حمایت
- ۲۳۳
- ۱۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط