{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوچیک تر که بودم فکر می کردم بارون اشک خداست 

کوچیک تر که بودم فکر می کردم بارون اشک خداست 

ولی مگه خدا هم گریه می کنه؟!چرا باید دل خدا بگیره!!!! 

دوست داشتم زیر بارون قدم بزنم تا بوی خدا رو حس کنم 

اشک خدا را تو یه کاسه جمع کنم 

تا هر وقت دلم گرفت کمی بنوشم تا پاک و آسمانی شوم! 

آسمان که خاکستری می شد دل منم ابری می شد 

حس میکردم که آدما دل خدا رو شکستند

و یا از یاد خدا غافل شدند همه می گفتند باران رحمت خداست 

ولی حس کودکانه من می گفت:

 
خدا دلش از دست آدما گرفته

http://line.me/ti/p/%40hbl3895c
دیدگاه ها (۱)

دخترم مامانی حرفایی که امروز بهت میگم خیلی مهم عزیزم باید خو...

چندبار فرصت هست؟چقدر جالب است!امروز خانه های بزرگتر ، اما خا...

سلام جناب آقای روحانی؛جهت استحضار مطالعه بفرمایید امروز اگر ...

بسم الله الرحمن الرحیممنظور از حکمت خداوند چیست؟ در چه محدود...

پارت ۲: نگرانی آلفا🍥هوا تاریک شده بود. ابرهای سنگینی روی دهک...

برده عمارت جئون

part29

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط