{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی آدم یکی را دوست دارد که هیچ تشابهی بااو ندارد

گاهی آدم یکی را دوست دارد که هیچ تشابهی بااو ندارد
اما شیفته نگاهش می شود!
درخلوت خود...
در شلوغی ها...
به دور از تمام حرف ها،به او فکر می کند!
به خنده هایش دل می بندد!
و با شنیدن اسم او...
دست و پای خود را گم میکند،
و لحظه ای که او لب به سخن باز می کند؛
خیره می شود در صدایش...
حرکات لبانش!
آدم گاهی بی دلیل...
شوخی شوخی...
جدی،جدی...
عاشق می شود...
دیدگاه ها (۲)

سال‌ها پیش، در روستای ساحلی زنور، دختری ناشناس با زیبایی خیر...

فاصله یک لبخند تا جنون

جنگل نفرین شده پارت ۱۱

p30

سناریو از شخصیت های توکیو ریونجرز☆موقعیت:~» توی دفترت درباره...

قسمت هفده

پارت اول

گربه ای در نیمکت کناری...

هوا سرد بود.از آن شب‌هایی که شهر شلوغ بود، اما انگار برای ا/...

......پارت هفتم......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط