{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#اونـ_مالـ_منهـ

#اونـ_مالـ_منهـ
ᏢᎪᏒᏆ23

ته:دوست دارم

کوک:ته میدونم ولی گفتم منم وقت میخوام ازت

ته:میدونی که من ادم صبوری‌نیستم‌ پس چی میگی گفتم 3روز وقت داری

کوک:باشه 3روز وقت دارم فکر میکنم بهت میگم

ته:خوب دیگه پاشو بریم صبحونه بخوریم بریم اماده شیم قراره بچه ها بیان بریم

کوک:باشه تو برو منم میرم یه دوش میگیرم زود میام بیرون

ته:گفتم نمیتونی دوش بگیری درست گفتم

کوک:منم گفتم زود میام بیرون

ته:زمان میگیرم بیشتر از 15مین نمیتونی باشی

کوک:باشه برو منم میام

ته:باشه اگه زیاد دردت اومد صدام کن

کوک:باشه برووو
رفتم حموم سریع یه دوش 15مینی گرفتم خیلی درد میکرد اما صدامم در نیومد

بعد رفتم پایین ته رو مبل نشسته بود سرش تو گوشی بود انگار منتظر بود من بیام

کوک؛ چیکار میکنی

ته:مشخص نیست دارم چیکار میکنم بیا بریم صبحونه

کوک:عااا باشه
رفتیم سر میز نشستیم
مشغول خوردن بودیم که

ته:حموم چطور بود دردت اومد؟

کوک:انتظار داری چطور باشه یکم دردم اومد

ته:خیلی خوب سعی کن زیاد فعالیت نکنی اوکیی

کوک:باشه

جیمین. شوگا.

شوگا صبح شده بود قرار بود جیمینو هم ببرم مسافرت با بچه ها

شوگا:جیمین پاشو صبح شده جیمینننن

جیمین:چشامو باز کردم شوگا اون پسره جلوم بود فکر کنم عاشقم شده بود
باشه بابا پاشدم

شوگا:پاشو اماده شوو قراره بریم سوئیس

جیمین:کجا اااا

.......
دیدگاه ها (۰)

اونـ_مالـ_منهـ𝑷𝒂𝒓𝒕𝟐𝟒 جیمین:کجاا میریمشوگا:با بچه هاا جون کوک...

#اونـ_مالـ_منهـ𝑷𝒂𝒓𝒕𝟐𝟓و سوار هواپیما شدیم کوکبعد یکم خوردن تص...

خوبه صدام یکم تعقیر دادم 😅

تا آخر ببین☺️🤗

فیک مافیاهاپارت ۳۰ویو فردا صبح ته: بلند شدم کوک تو بغلم بودش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط