{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#بخون ✴❇

#بخون ✴❇
به خون جاریع رو دستم نگاه میکنم...
دستمو مشت میکنم لبه های تیز تیغ سلول های پوستم رو پاره میکنم...
مشت پر از خونمو باز میکنم...

خون قطره...قطره از دستم جاری میشه....

صدای رعدوبرق ب شب مرگم طنین میندازه.... آسمون برام آهنگ میزنه..
آهنگی از.....
جنس غم،گریه، ترس، مرگ، اجبار، اجبار،اجبار........

اخخ اجبار... این اجبار چ ب روزم آورد
روز هایم را سیاه و تار کرد
اجبار به ازدواج...اجبار به گریه...

اجبار ب تحمل کردن مردم که فقط.....تنم مال اوست....
اجبار نمیخواهم...
میخواهم آزاد باشم میخواهم مانند پروانه ای که از پیله در آورده و شوق پرواز زره زره ی وجودش را گرفته........

........بر روی تخت دراز میکشم دستان خالی از خونم را در آغوش میکشم..... به رو تختی سفیدم نگاه میکنم
سفیدیی که به خونم آغشته شده
سفیدیی ک از آن فقط تعم تلخ سیاهی را چشیدم......

.... به آیینه ی روبرو ام نگاه میکنم...... صورتم خالی از هر چه زندگیست...

...چشمان خمارم تار میبینند در اتاق باز میشود.. نگاه لبریز از مرگم را ب سویش پرت میکنم از تعجب خشکش زده

......در این هنگام طناب سیاه زندگی ام را میبرم و خود را در اعماق چاه مرگ رها میکنم...... #سیاهی_تلخ
دیدگاه ها (۱)

🌠 #بخونشب بودو چشمانم از دلتنگی خیس...دلتنگ صدایش.. دلتنگ نو...

🌠ما ک همدرد نمیخوایم درد نشین اگه مردش نیستی نامرد نشین آدمو...

#بیخیالع_همه💫

نیستی؟😐😂😂

My bloody love پارت ۳۲

My bloody love پارت ۲۶

[♡part¹⁸♡]ویوی نیکولاسروز ها از اون اتفاق گذشته،الینا انگار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط