{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سال رویایی

سال رویایی
پارت ۱۵

سه‌می: دلیلتون برای گرفتن من چیه؟

یونجون: میخوای دلیلش رو بدونی؟

سه‌می: نه میخوام ندونم. بگو دیگه. (عصبانی)

یونجون: پس نمیدونی. معلومه بخاطر بابات؟

سه‌می: بابای من؟

یونجون: آره دیگه. بابای پولداری داری. (نیشخند)

سه‌می: (خنده‌ی‌عصبی) آهان، پس بخاطر اون. اون عوضی دیگه به من مربوط نیست.

یونجون: بابات به من گفته این کار رو بکنم. قرار شده بهم پول خوبی بده.

سه‌می: پس بخاطر پول. (پوزخند) اما بدون اون قرار نیست پول رو بهت بده.

یونجون: ببند دهن کوفتیتو (عصبانی)

سه‌می: چرا خودت نمیبندی؟

یونجون: بیخیال نباید الکی وقتم رو بخاطر این بگیرم.

سه‌می: اما واقعا...

یونجون: چی؟

سه‌می: واقعا بابام بهت گفت که منو گروگان بگیری؟

یونجون: اوه. آره و حتی اون بهم گفت برات قلدری کنم.

سه‌می: پس هنوز هیچکدومتون نمیدونین من کی‌ام. (پوزخند)

یونجون: معلومه تو هیچی نیستی.

سه‌می: (خنده) بیخیال حوصله‌ات رو ندارم.

[سه‌می] صدای شکستن شیشه اومد. یه نفر اومده بود تو اما نمیشناختمش، البته ماسک زده بود. تفنگشو در آورد و گرفت سمت اونا. سریع دست و پای منو باز کرد و بهم گفت از اونجا برم بیرون. اون دوتا رو بدجوری کتک زد. من هم رفتم بیرون.

سه‌می:(خنده) خودشه...


چطور بود؟؟😅
دیدگاه ها (۳)

سال رویاییپارت ۱۶[سونگمین] داشتیم آماده میشدیم که بریم سه‌می...

سال رویاییپارت ۱۷سه‌می: خب بذارین از اول بگم. احتمالا هه‌این...

سال رویاییپارت ۱۴هان: کجا؟سونگمین: یونجون و سوبین. احتمالا ا...

سال رویاییپارت ۱۳[سونگمین] رفتم توی کلاس. معلم اومد. حضور و ...

سکوت پیستPart:⁶⁸به سکسکه افتاده بودم دستشو از جلوی دهنم بردا...

سناریووقتی توی مدرسه همکلاسی هستی چطور ازت تقلب میخواننامجون...

بوسه مرگ"پارت ۷"ویو ا.ت نگاهش روی صورتم ثابت موند..نه عصبانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط