{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم خود بستم

چشم خود بستم
که دیگر چشم مستش ننگرم

ناگهان دل داد زد
دیوانه ! من می بینمَش...

#ستایش_قلب_سربی
#خاص

شهریار
دیدگاه ها (۰)

جنگلرد پای باران استویرانه, رد پای توفان...!من رد پای توامهم...

دل‌بسته روی تو شدم روی گرفتیچون شانه به موی تو شدم موی گرفتی...

نمیدانم چراوقتی به آغوش میگیرمتدیگر به هیچ چیز،فکر نمیکنم .....

در قمــــار عــشق تو با تڪ دلم، بد باختمبیخبر بودے ولے با رف...

وچه قشنگ گفت شهریار :چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرمناگه...

شعرمون نشه?

می دانم که می آیی در شبی که بارن می باردو در سکوت شب تمام شه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط