{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشقی دوباره

عشقی دوباره
p¹⁶

"ویو دو هفته بعد"ویو ا.ت

روی مبل توی هال نشسته بودم و لیدا و هانول و جوونم بالا سرم بودن


÷ا.ت مطمئنی خوبی؟

_چیزی نیست فقط سرمای کوچیکیه نگران نباش

$ولی حالت اینو نمیگه. میدونم کی دروغ میگی

لبخند تلخی میزنی. راست میگه. همیشه میتونستن از روی صدات بفهمن چه حسی داری

_میشه مثل بختک بالا سر من وایسین؟ نگران نباشین میگذره

$اه برین دیگه!

÷عزیزم میگه برو من بالا سرش وایسم

خنده‌ای از ته گلویت در میاد. چقدر خوبن دوستام چقدر دلت میخواد الان کنارشون باشی، ولی بدنت دیگه کشش نداره

"ویو کوک"

دو هفته گذشته...روی مبل نشسته بودم موهام به هم ریخته، چشمام قرمزه، چند روزه درست نخوابیدم. گوشی تو دستم چرخ میخوره. بارها شماره ا.ت رو گرفتم، ولی هر بار زنگ میخوره و میخوره و کسی جواب نمیده

+چرا جواب نمیده...چرا...

دوباره میگیره. یکبار. دوبار. سه بار. هیچکی.

دلم شور میزنه. نگرانی داره وجودم رو میخوره. ولی یه چیز دیگه هم هست. یه شک کوچیک. یه زمزمه توی ذهنم که میگه: «چرا جواب نمیده مگه نه اینکه همیشه گوشی به دست بود؟»

دوباره میگیره. بازم جواب نداد.

+ا.ت! جواب بده دیگه!(عصبی و داد)

ناگهان گوشیم زنگ میخوره. یه نوتیفیکیشن. از شماره ناشناس. یه فایل ویدیویی.

ابروهام را در هم میکنم این کیه؟ انگشتم میره سمتش. کلیک میکنه.

وای... وای نه...

چشمات گرد میشه. صفحه گوشی پر از تصویره. یه دختر و پسر، روی هم، لخت. لخته لخت. پوست به پوست. نفس گرم روی گردن.

دستش میلرزه. نمیتونه نگاه نکنه. پسر رو نمیشناسه، چهره‌اش غریبهست. ولی دختر...

دختر...

اون... ا.ته؟

نه... نه نمیتونه باشه. ولی چه قدر شبیهشه. فرم صورت، خال صورت، حتی مدل مو

پسر داره دختر رو میبوسه. پرشور. با ولع.

+این...این چیه...ا.ت...چرا...

دوباره فیلم رو نگاه میکنم دوباره و دوباره. هر بار قلبم یخ‌تر. هر بار خشمم بیشتر.

گوشیم رو پرت کردم کنار...دستش رو میبره توی موهام...میکشم...محکم...

+نه... نه... باور نمیکنم... ولی چرا جواب نمیدی... چرا...

"ویو ا.ت"
دیدگاه ها (۲۰)

مثلث عشقی من پارت ۱۹:ا/ت ویو یهویی اومد رو به روی من منم داش...

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

رمان قرارداد سرنوشت

سناریو کوک پارت دوم

P24عروس فراری ویو ا/ت با ریندو رفتیم پایین بقیه هم مثل همیشه...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

سناریووقتی می‌خوان ببوـ٫ـسنت:هری:عزیزم....آ/ت : نه زشته یهو ...

تکپارتی جونگ کوک

پارت ۴ (سرنوشت)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط