{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو کوک

ویو کوک
وقتی اومدم یکم خط خطیش کنم نمیتونستم چرا باید ادب شه باید بفهمه که هر چیزیو نگه ولی خب دارم این کارو با کسی میکنم دوسش دارم
با همون کسی که قول داده بودم پیداش کنم دنیارو ب پاش بریزم ولی الان؟
دسته تیغو فشار دادم که کف دستمو کامل برید و خون غرق شد
ویو ات
کوک وایساد و بد تیغو تو دستش فشار داد و پرت کرد ی طرف و محکم از اتاق خارج شدد از اون تخت اهنی مزخرم اومدم پایین اون دستش زخمی شده ولی خب الان کجاس
رفتم اشپز خونه و دنبال جعبه کمک اولیه کشتم وقتی پیداش کردم
ات: ای وای دختره احمق اون حق داشت همونجا چالت کمه چرا اون چرت و پرتارو بش گفتم وایی ریدی
رفتم سمت اتاقش که لای در باز بود و پیرهنشو در اورده بود فقط شلوار داشت و کل اتاق تارسک بود فقط ی اواژور کوچولو بقل تخت روشن بود و ارنجشو گزاشته بود رو سرش بود و اون دستش غرق خون بودد
اروم رفتم تو اتاق ولی اکسول عملی نشون نداد
درو بستم واقعا من ی دی ونم که باعث شدم دستش اینطوری بشه
جعبرو پشتم گزاشتم پشتمو اروم اروم ب سمتش رفتم
در جعبه رو باز کردم که باند و پماد بر دارم همین اومد پمادو ب دستش بزنم پس زد
ات:...
دیدگاه ها (۲)

ویو ات ات: دستتو بده کوک:...ات: با توام کوک: ..ات: دستت داره...

ویو کوک ات: بخشیید من عصبیت کردم که دستت این وضع شده ببخشیدد...

ویو کوک وقتی اومدم یکم خط خطیش کنم نمیتونستم چرا باید ادب ش...

ویو ات ات : ک..ک..وک کوک:.. ( خشم خالصات: کوک ببخشید ات: کوک...

part 3عشق پنهان《ویو جونگ کوک》یعنی اون لبخند برای چی بود چرا ...

کوک میخواست صورت ات سمت خودش نگه داره ولی ات ترسید و فک کرد ...

نام فیک: عشق مخفیPart: 37ویو ات*رفتم توی اتاقمو درو بستمو پش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط