{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو ات

ویو ات
ات: دستتو بده
کوک:...
ات: با توام
کوک: ..
ات: دستت داره خون میاد( بغض
کوک: مگه مهمه برات برو پیش هر کی میخای (سرد و اروم
این داره خیلی اروم رفتار میکنه چرا بجاش نمیاد دعوام کنه یا حتی بزنتم خونسردیش رو مخمههه
ات: دسستت خون میاددد بدش( اخراشه که بغض بترکه
وقتی دستو نداد بم خودم گرفتمو گزاشتم رو پام و اومدم پماد بزنم دستش خیلی بد پاره شده بود من باعثش شدم
ویو کوک
دستمو گرف ولی اون یکی دستم هنوز رو سرم بود
منتظر درد سوختگیه پماد بودم ولی چند قطره اب رو انگشتم ریخت وقتی نیگا کرد ات کاملا سرش پایین اشکاش رو دستم میریخت چرا گریه میکنه
اون دستش باش دستمو نگه داشته بود میلرزید( شمارو نمیدونم ولی وقتی من میخوام گریم بی صدا باشه بدنم یخ میکنه میلرزه برا همین نوشتم)
ولی بازم با لرز پمادو ب دستم میزد وای دیوونه شده چرا الکی گریه میکنه
کوک: چرا گریه میکنی* اعصبی ولی اروم
اشکاشو با خنده گف
ات: پماده چشامو سوزوندد( خنده فیک
کوک: ناراحت نبتش دستم درد نمیکنه
وقتی این خرفو زدم ی دفعه زد زیر گریه
(
دیدگاه ها (۰)

ویو کوک ات: بخشیید من عصبیت کردم که دستت این وضع شده ببخشیدد...

ویو جویی بد از قرار با جیمین تو اتاقم بودم وقتی بیدار شدم خو...

ویو کوک وقتی اومدم یکم خط خطیش کنم نمیتونستم چرا باید ادب ش...

ویو کوک وقتی اومدم یکم خط خطیش کنم نمیتونستم چرا باید ادب ش...

(پارت یک فیک عشق مافیا) ات داخل یکی از بهترین کافه‌های کره ک...

part36 عشق پنهان《ویو ات》با حرفش خشکم زد فکر نمی کردم انقدر ع...

ازدواج اجباری پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط