{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدم تو خواب وقت سحر

دیدم تو خواب وقت سحر
شهزاده ای زرین کمند
نشسته بر اسب سفید
می اومد از کوه و کمر
می رفت و آتش به دلم می زد نگاهش..
می رفت و آتش به دلم می زد نگاهش..


کاشکی دلم رسوا بشه دریا بشه این دو چشم پُر آبم
روزی که بختم وا بشه پیدا بشه اون که اومد تو خوابم
شهزاده ی رویای من شاید تویی
اون کس که شب در خواب من آید تویی تو..
از خواب شیرین ناگه پریدم
او را ندیدم دیگر کنارم به خدا
جانم رسیده از غصه بر لب
هر روز و هر شب در انتظارم به خدا.....شهاب حسینی.......عاشقشم
دیدگاه ها (۲)

ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ...ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ...ﻧﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﻣﯿﺒﯿﻨ...

کاش عمرم همانند عمر گنجشکها دوسال بودمادرم مرا زایید ودر بال...

عـشقم قــــــســـــــــم به نامت...آنقدر عاشقانه هایم را روی...

وقتی ازعشقت جدامیشی...♥اولش داغی...♥میگی بیخیال بابادنیاروعش...

ستاره دیده فروبست و آرمید، بیاشراب نور به رگ های شب دوید، بی...

خواب رویای part:۳ چند دقیقه ب...

تناسخ زمان ] ۲۶ part نیشخندی زد و لب هایش را با زبانش تر کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط