به یاد میارم تو بودی که اولین بار اومدی کنارم نشستی
به یاد میارم، تو بودی که **اولین بار اومدی کنارم نشستی**.
گفتی: "تنها نباش."
گفتی: "من هستم."
حرفات مثل یه پتوی گرم بود توی یه شب سرد.
فکر کردم بالاخره یکی پیدا شد که منو میپذیره.
فکر کردم تو اون کسی هستی که میفهمه، قضاوت نمیکنه.
ولی انگار همونقدر که سریع اومدی، سریعتر هم رفتی.
فقط این بار نه برای کمک، بلکه برای…
**اولین کسی که انگشت اتهام رو سمت من گرفت تو بودی**.
تو بودی.
تو بودی که ضربه رو زدی.
اونم نه با یه حرف ساده، بلکه با یه نمایشِ پر از دروغ.
من از روی درد، از روی همون زخمی که خودت زدی، فقط جواب دادم.
سعی کردم دفاع کنم، سعی کردم بگم چی شده.
ولی صدای من توی هیاهوی تو گم شد.
وقتی تو شروع کردی به بازی دادنِ همه،
من دیگه جایی برای حرف زدن نداشتم.
و نتیجه چی شد؟
**من شدم آدمِ بدِ داستان**.
**من شدم تنها فردِ مزخرفِ جمع**.
کسی که انگار از اول مشکل داشته،
کسی که انگار ذاتا بده.
و تو؟
تو همونجا، درست کنارم، **نقشِ مظلومِ بیگناه رو بازی کردی**.
اون فرشتهی قربانی که سعی میکنه دنیا رو نجات بده،
ولی در نهایت، شیطانی رو که خودش ساخته، اونو آزار میده.
فقط این بار، شیطانِ داستان من بودم، نه تو.
خیلی جالبه…
کسی که کنارم نشست،
همون کسی بود که منو از چشم همه انداخت.
شاید این درسِ مهمی بود
بعضی وقتا، خطرناکترین آدما،
اونایی هستن که اول از همه بغلت میکنن.
"T"
گفتی: "تنها نباش."
گفتی: "من هستم."
حرفات مثل یه پتوی گرم بود توی یه شب سرد.
فکر کردم بالاخره یکی پیدا شد که منو میپذیره.
فکر کردم تو اون کسی هستی که میفهمه، قضاوت نمیکنه.
ولی انگار همونقدر که سریع اومدی، سریعتر هم رفتی.
فقط این بار نه برای کمک، بلکه برای…
**اولین کسی که انگشت اتهام رو سمت من گرفت تو بودی**.
تو بودی.
تو بودی که ضربه رو زدی.
اونم نه با یه حرف ساده، بلکه با یه نمایشِ پر از دروغ.
من از روی درد، از روی همون زخمی که خودت زدی، فقط جواب دادم.
سعی کردم دفاع کنم، سعی کردم بگم چی شده.
ولی صدای من توی هیاهوی تو گم شد.
وقتی تو شروع کردی به بازی دادنِ همه،
من دیگه جایی برای حرف زدن نداشتم.
و نتیجه چی شد؟
**من شدم آدمِ بدِ داستان**.
**من شدم تنها فردِ مزخرفِ جمع**.
کسی که انگار از اول مشکل داشته،
کسی که انگار ذاتا بده.
و تو؟
تو همونجا، درست کنارم، **نقشِ مظلومِ بیگناه رو بازی کردی**.
اون فرشتهی قربانی که سعی میکنه دنیا رو نجات بده،
ولی در نهایت، شیطانی رو که خودش ساخته، اونو آزار میده.
فقط این بار، شیطانِ داستان من بودم، نه تو.
خیلی جالبه…
کسی که کنارم نشست،
همون کسی بود که منو از چشم همه انداخت.
شاید این درسِ مهمی بود
بعضی وقتا، خطرناکترین آدما،
اونایی هستن که اول از همه بغلت میکنن.
"T"
- ۳.۷k
- ۰۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط