{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادته؟

یادته؟
ما با هم **می‌خندیدیم**، نه به هم.
یه خنده‌های بی‌ادعا، از ته دل، از اونایی که همه‌چی رو قشنگ‌تر می‌کردن…
اون موقع فکر می‌کردم خنده‌هام کنار تو امنه،
که تظاهر نمی‌کنم، که خودِ خودمم.
چون تو بودی که **اول اومدی سمتم**،
تو بودی که خواستی باهام بمونی، که گفتی:
"من با همه فرق دارم."
ولی چه شوخی تلخی…
اونایی که بیشتر از همه می‌گن فرق دارم، معمولاً همونایی‌ان که زخم رو بهتر می‌زنن.
تو پیش من از بدی‌های بقیه می‌گفتی، از قضاوتشون، از بی‌رحمی‌شون.
من هم دلم می‌سوخت، باور می‌کردم، فکر می‌کردم بینمون یه دیوار شفاف از صداقت کشیده شده.
اما چی شد؟
هنوز هم نمی‌فهمم چطور شد **با همون آدمایی که ازشون شکایت می‌کردی**
نشستی، خندیدی، و از من گفتی.
از منِ بی‌خبر.
از منِ ساده‌ای که فکر می‌کرد هنوز برات مهمه.
می‌گفتی من "توهمی‌ام"، "مریض روانم".
می‌خندیدی.
اونم جلوی همونایی که یه روز ازشون فرار می‌کردی.
و من فقط موندم با یه علامت سؤال توی سرم:
چطور تونستی؟
چطور کسی که یه روز نجاتم داد، خودش شد همون زخمِ بعدی‌ام؟
می‌دونی؟
مشکل من دیگه تو نیستی،
مشکل اعتمادیه که بعد از تو هیچ‌جا درست نمی‌نشینه.
میگفتی دروغ میگم، ولی دروغگوی واقعی خودت بودی
"G"
دیدگاه ها (۰)

به یاد میارم، تو بودی که **اولین بار اومدی کنارم نشستی**. گ...

میدونم مزخرف زیاد میگم

می‌دونی چی عجیبه؟ این‌که یه زمانی فکر می‌کردم تو از اون آدم...

احساس میکنم‌ همه ازم بدشون میاد و فقط دارن تحملم میکنن

هفتمین گناه

ریکشن بلولاک ✨💙موضوع اگر بخواهیم خودکشی کنیم (درخواستی🗣️)پار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط