گاهی نگاهش که میکنی میبینی
گاهی نگاهش که میکنی میبینی
دوستش داری، مهربان است و بی ریا...
در خیالت برای احساست به او، لباس عشق
میدوزی!
اما هرجور که اندازه میگیری میبینی به
قدوقواره اش نمیخورد دلگیر میشوی،
دوباره محاسبه میکنی
اما...
نه نمیشود، قدوقامت احساست به او، به
پای عشق نمیرسد
دوباره اسیر تردید میشوی،
آرام آرام احساست را کنار میزنی،
و تنها میشوی...
با پیراهنی که هنوز اندازه "هیچکس"
نیست...
دوستش داری، مهربان است و بی ریا...
در خیالت برای احساست به او، لباس عشق
میدوزی!
اما هرجور که اندازه میگیری میبینی به
قدوقواره اش نمیخورد دلگیر میشوی،
دوباره محاسبه میکنی
اما...
نه نمیشود، قدوقامت احساست به او، به
پای عشق نمیرسد
دوباره اسیر تردید میشوی،
آرام آرام احساست را کنار میزنی،
و تنها میشوی...
با پیراهنی که هنوز اندازه "هیچکس"
نیست...
- ۵۲۴
- ۱۹ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط