یروز از کاراکتر ها پرسیدناگر با بچگیتون ملاقات کنینچیکا
یروز از کاراکتر ها پرسیدن،اگر با بچگیتون ملاقات کنین،چیکار میکنین/چی میگین؟.*پارت دوم/اخر*(بقیه کاراکتر ها)
اینوپی:از نظر علمی این اتفاق هیچ وقت نمیوفته،پس فکر کردن بهش بی فایدس
سنجو:میگفتم شکستن اون اسباب بازی رو ننداز گردن سانزو
نائوتو(درسته؟):میگفتم هینا رو نجات بده
تاکه میچی:عاااااااااا،خب من همین الانشم میتونم تو زمان سفر کنم و بقیه رو نجات بدم.
هینا:سرشو ناز میکنم و بهش میگم همیشه با مردم مهربون باش
میتسویا:نذار تومان از هم بپاچه
چیفویو:میگفتم باجی رو نجات بده(:
کازوتورا:نمیذاشتم اون کار رو انجام بده......🙂💔
باجی:بهش میگفتم شینچیرو رو نجات بده
ایزانا:میگفتم که اون تنها نیست
اینوپی:از نظر علمی این اتفاق هیچ وقت نمیوفته،پس فکر کردن بهش بی فایدس
سنجو:میگفتم شکستن اون اسباب بازی رو ننداز گردن سانزو
نائوتو(درسته؟):میگفتم هینا رو نجات بده
تاکه میچی:عاااااااااا،خب من همین الانشم میتونم تو زمان سفر کنم و بقیه رو نجات بدم.
هینا:سرشو ناز میکنم و بهش میگم همیشه با مردم مهربون باش
میتسویا:نذار تومان از هم بپاچه
چیفویو:میگفتم باجی رو نجات بده(:
کازوتورا:نمیذاشتم اون کار رو انجام بده......🙂💔
باجی:بهش میگفتم شینچیرو رو نجات بده
ایزانا:میگفتم که اون تنها نیست
- ۴.۸k
- ۰۵ آذر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط