{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به چنگ آوردهام گیسو ی معشوق ی خیالی را

به چنگ آورده‌ام #گیسو ی #معشوق ی خیالی را
#خدا از ما نگیرد #نعمت آشفته حالی را

خدا را شُکر امشب هم حریفی پیش رو دارم
که با او می‌توان نوشید #ساغر های خالی را

مرا در بر بگیر ای #مهربان هرچند می‌دانم
ندارم طاقت #آغوش یک #دریا زلالی را

ز #مستی فاش می‌گویم تو را #بوسیده‌ ام اما
کسی باور ندارد حرف مست لا‌اُبالی را

من آن خاکم که روزی بستر رودی خروشان بود
کنار #چشمه بشکن بُغض این ظَرفِ سُفالی را

#فاضل_نظری

؛__________❤__________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی
#سرای_فارسی
#آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک
#حکایت #شعر_آیینی
#غزل
دیدگاه ها (۱)

#قایق ت می‌شوم#بادبان م باشبگذار هرچه حرفپشت سرمان می‌زنند م...

#قصاب ی در حال کوبیدن #ساطور بر استخوان #گوسفند بود که تراشه...

به دیدارم بیا هر #شب ، در این #تنهایی ِ #تنها و تاریک ِ خدا ...

#لب_تشنه ها ما بین دو #دریا ... سه نقطهسرهایشان از تن جدا ام...

ای یار ز دیده گشته غایب برگردای هجر تو اعظم مصائب برگردامشب ...

#مژده ای #دل که #مسیحا نفسی می‌آیدکه ز انفاس خوشش بوی کسی می...

#وطنم ای شکوه پابرجادر دل التهاب دورانها#کشور روزهای دشوارزخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط