{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه همینجوریه ...

همیشه همینجوریه ...

تا میای عادت کنی به اینکه تنهایی از زندگی لذت ببری
بدون هیچ آشفتگی و دلتنگی...

یکی از راه میرسه ...
یه مهربون....اولش خیلی ساده میگیری
میگی اینم یکی مثل بقیه است ،

اما بعد چند وقت میبینی روزاتو چقدر قشنگ کرده...

چقدر صبحا با انرژی از خواب پامیشی...

چقدر شبا با شب بخیرش آروم میخوابی...

چقدر سرحالی...

چقدر از ته دل میخندی و شادی....

چقدر خوبه که یکی اینقدر دوست داره و تو هم دوسش داری....

اما اونم یه روز مثل بقیه میره
و تو داغون میشی....

دوباره روزات سیاه میشه...

دوباره بی انگیزه و غمگین میشی...

اصلا یادت نیست
که مگه قبل از اون چیکار میکردم که الان برام زندگی اینقدر تلخه...

اون وقته که به دل احمقت میگی :

چی فکر میکردیم و چی شد ...
این که از بقیه هم بد تر بود ...

حالا کلی بگذره تا دوباره برگردی به حالت طبیعی ....!!
دیدگاه ها (۶)

نوک مدادقرمزم را شکستم تا دیگر طرح رویا نزنم تا دیگر با امی...

هر زمانی بیادش می افتم همچو روزگار جوانی برای تسکین زخمهایم ...

من اگر دست زنانم نه من از دست زنانمنه از اینم نه از آنم من ا...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣24🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)_ بیا بگیر بخورش کمک م...

ماه من .... پارت : ۳

فردا مدرسه ها باز میشه و ما باید درس بخونیم البته بیاید جنبه...

پسر بد (54)

حالا من دقیق نمی‌دونم کی مقصره و کی نیست...کی می‌دوعه که راب...

تولدت مبارک به یکی از عزیزترین آدم‌های زندگی من... 🤍🎂نمی‌دون...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 یازدهم: حصارِ خانوادگی ...

قاضی میگفت : یک روز آقای تقریباً ۳۰ ساله با پیراهن مشکی اومد...

خب... دوباره مدرسه شروع شد.میدونم خیلی هاتون قراره اف بزنین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط