{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو با قلبِ ویرانه ی من چه کردی 

تو با قلبِ ویرانه ی من چه کردی 
ببین عشقِ دیوانه ی من ، چه کردی؟
در ابریشمِ عادت، آسوده بودم
تو با حالِ پروانه ی من چه کردی؟
ننوشیده از جام چشمِ تو مستم
خمار است میخانه ی من ، چه کردی؟
مگر لایق تکیه دادن نبودم
تو با حسرتِ شانه ی من چه کردی؟
مرا خسته کردی و خود خسته رفتی
سفر کرده، با خانه ی من چه کردی؟
جهانِ من از گریه است خیسِ باران
تو با سقف  کاشانه ی من چه کردی ؟


#افشین_یدالهی
دیدگاه ها (۲)

هرچه نامت می نشیـند بر لبانم بیشتر لرزه می افتـد به سرتاپای...

کوهبا نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود و انسان با نخستین درددر من ز...

چه نیازیست به اعجاز ، نگاهت کافیستتا مسلمان شود انسان ، اگر ...

باران بزند، خیس تماشا باشیمآواز نسیم و رقص گلها باشیمیک کلبه...

زندگی تعیین شده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط