{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P12

P12
تام : خب اینارو حل کنید .
و بشکنی زد و ساعت شنی رو چرخوند .
تام : نیم ساعت .
آخه بیخیال پسررر ۶ صفحه‌ فک میکنه چی ایم خودشم نمیتونه حلش کنه .
تام : میخواهید بهتون اثبات اش کنم دوشیزه ریدل .
سرمو بالا آوردم اونم آروم به سمتم اومد .
استلا : چیرو ؟
تام : فک کنم خودت بدونی
طوری اینو گفت انگار ادامه داره حدس ام درست بود دهنشو نزدیک گوشم آورد و لب زد .
تام : بنویس افعی کوچولو .
مدادمو برداشتم و نوشتن رو شروع کردم .
تام : وقت تمومه
خب خوبه کل برگه هارو نوشتم ام . بگذار اون سوال رو بپرسم .
استلا : پرفسور !
تام : دوشیزه ؟
استلا : من ازتون درباره ی تک شاخ ها سوال دارم از اونا یه مغز چوبدستی هایی میشه ساخت .
تام : خب دوشیزه ... .
کلاس تموم شد .
تام : دوشیزه ریدل بمونید .
منتظر موندم این بار چیکار داره ? در کلاسو بست وبهم نگاه کرد .
تام : افعی .
خسته شدم با لحن جدی بهم گفتم
استلا : میشه بس کنی
تام : چیو تو دخترمی
یه قدم جلو اومد
استلا : یجوریی انگار ازم اتو داری کاری نکن به دامبلدور بگم
پرید وسط حرفم پوزخندی زد نگذاشت ادامه بدهم با لحن مسخره اش گفت
تام : چی می‌خوای بهش بگی
چند قدم دیگه جلو اومد
به من من افتادم ولی من لجباز تر از اینام
استلا : تو تو منو بوسیدی !.
تام : نه !
و یه قدم دیگه حالا بین اون و دیوار گیر افتادم .
تام : نه نبوسیدم !
موهامو پشت گوشم داد و دستشو با حالت نوازش رویچونه ام و قسمت زیر لبام کشید .
از روی عادت با زبونم لبامو خیس کردم . وقتی استرس میگیرم کل بدنم از جمله لبام خشک میشه .
استلا : تام
دستاشو دور بازو هام محکم تر کرد و لبشو نزدیک گوشم آورد . خمار گفت .
تام : کنترل سخت شد . هم با اسم صدام کردی هم لبای لعنتی تو خیس کردی .
لباشو روی لبام کوبید ...
دیدگاه ها (۱)

P3در اتاقم زده شد . کتاب معجونهارو بستم و به سمت در رفتم . ل...

به دلیلی درخواست عده ای امروز گذاشتم((کامنت های پارت قبل ))P...

🤍💙❤🤍💙❤🤍💙❤

P7 استلا : مگه این تنبیه ام نبود تام : نه یادته روز اول بهت ...

P9جولیا : استلا بگووواستلا : ول کن اصلا چیز مهمی نیست جولیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط