دانشگاه وانیلی
دانشگاه وانیلی
فیک تهکوک / پارت 31
جونگ کوک : (لبخندمیزنه) فکر کنم از صبح تا الان به تخت دوخته شده بودی
تهیونگ : چون راه رفتن سخته
جونگ کوک : برای منم راه رفتن سخته
تهیونگ : همه جام گرفتهههه . همش تقصیر توعه
جونگ کوک : من چیکارم ؟
تهیونگ : تو انقدر خوبی که هوش و حواسمو از دست میدم آخرشم نتیجه میشه این
جونگ کوک : خب .. حالا هوش و حواستو جمع کن . یه لباس گرم بپوش بریم دکتر
تهیونگ : چیزه.. فکر کنم یکم استراحت کنم خوب میشمم
جونگ کوک : نه. نه .نه اگه قرار بود با استراحت خوب بشی تا الان حالت بهتر بود برو آماده شو تهیونگی
تهیونگ : خب تو تازه اومدی از دانشگاه تو خسته نیستی
جونگ کوک : نه خسته نیستم بیا بریم
تهیونگ : مطمئنی
جونگ کوک : چرا انقدر میپیچونی ؟؟؟ یه دکتره دیگه
تهیونگ : (سرش رو به چارچوب در تکیه میده) راستش کوک ..
جونگ کوک : د حرف بزن دیگه(یکم بلند)
تهیونگ : نمیخوام برم دکتر از اون همه پرستار و پزشک و اتاقای تمام سفیدشون ..
جونگ کوک : میترسی ؟؟
تهیونگ : آره میترسمم . نه فقط اینکه میترسم ازش وحشت دارم من نمیرم کوک من نمیخوام
جونگ کوک : (دستشو روی شونه تهیونگ میزاره) بخدا کاریت نمیکنن
تهیونگ : نمیخوام
جونگ کوک : فقط یکم معاینهت میکنه واست دارو میده
تهیونگ : اگه دارو نداد ؟
جونگ کوک : بهش میگم فقط دارو بده
تهیونگ : خب..
جونگ کوک : واست سرم و سوزن نمیده اونقدرام بیماریت قوی نیست
تهیونگ : اوه کوک .. خیلی مسخرست میدونم ولی حاضرم این مریضی منو بکشه . من نمیام
جونگ کوک : هوف . چقدر نازنازویی پاشو آماده شو بریم . قول میدم همشو پیشت باشم . بعدشم نمیخورنت که . فقط کمک میکنن زود تر خوب بشی
تهیونگ : قول دادی
جونگ کوک : آره قول میدم ته . حالا پاشو آماده شو
ویو بیمارستان :
"اتاق انتظار"
《دکتر تهیونگ رو معاینه کرده بود و حالا توی اتاق انتظار نشستن تا جواب آزمایش بیاد》
تهیونگ : کوک ..
کوک : نترس ته هیچی نمیشه
تهیونگ : وایی خداا .
منشی بیمارستان : (صداش از توی بلندگو میاد) کیم تهیونگ . اتاق 23
کوک : تو بشین من میرم اگه لازم بود بهت میگم بیای باشه ؟
تهیونگ : باشه وانیل
《جونگ کوک به سمت اتاق 23 رفت . دکتر از سرجاش بلند شد و به سمت جونگ کوک اومد》
دکتر : اوه . تهیونگ تویی ؟
جونگ کوک : نه من همراهشم خوش نشسته . بگم بیاد
دکتر : نه . نه نمیخواد . بیا بشین .
جونگ کوک : (روی صندلی رو به روی دکتر نشست) چیزی شده ؟
لایک و کامنتا بالای ۳۰ تا باشه
#تابع_قوانین_ویسگون #نفر_بعدی_در_کار_نیست #ما_انسانیم_نه_حیوون
#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگ_کوک #تهکوک #یونمین #نامجین #سپ #بی_تی_اس #بنگتن #استری_کیدز #بنگچان #لینو #چانگبین #جیسونگ #جونگین #هیونجین #فیلیکس #سونگمین #هیونلیکس #مینسونگ #فیک_نویس #حمایت
فیک تهکوک / پارت 31
جونگ کوک : (لبخندمیزنه) فکر کنم از صبح تا الان به تخت دوخته شده بودی
تهیونگ : چون راه رفتن سخته
جونگ کوک : برای منم راه رفتن سخته
تهیونگ : همه جام گرفتهههه . همش تقصیر توعه
جونگ کوک : من چیکارم ؟
تهیونگ : تو انقدر خوبی که هوش و حواسمو از دست میدم آخرشم نتیجه میشه این
جونگ کوک : خب .. حالا هوش و حواستو جمع کن . یه لباس گرم بپوش بریم دکتر
تهیونگ : چیزه.. فکر کنم یکم استراحت کنم خوب میشمم
جونگ کوک : نه. نه .نه اگه قرار بود با استراحت خوب بشی تا الان حالت بهتر بود برو آماده شو تهیونگی
تهیونگ : خب تو تازه اومدی از دانشگاه تو خسته نیستی
جونگ کوک : نه خسته نیستم بیا بریم
تهیونگ : مطمئنی
جونگ کوک : چرا انقدر میپیچونی ؟؟؟ یه دکتره دیگه
تهیونگ : (سرش رو به چارچوب در تکیه میده) راستش کوک ..
جونگ کوک : د حرف بزن دیگه(یکم بلند)
تهیونگ : نمیخوام برم دکتر از اون همه پرستار و پزشک و اتاقای تمام سفیدشون ..
جونگ کوک : میترسی ؟؟
تهیونگ : آره میترسمم . نه فقط اینکه میترسم ازش وحشت دارم من نمیرم کوک من نمیخوام
جونگ کوک : (دستشو روی شونه تهیونگ میزاره) بخدا کاریت نمیکنن
تهیونگ : نمیخوام
جونگ کوک : فقط یکم معاینهت میکنه واست دارو میده
تهیونگ : اگه دارو نداد ؟
جونگ کوک : بهش میگم فقط دارو بده
تهیونگ : خب..
جونگ کوک : واست سرم و سوزن نمیده اونقدرام بیماریت قوی نیست
تهیونگ : اوه کوک .. خیلی مسخرست میدونم ولی حاضرم این مریضی منو بکشه . من نمیام
جونگ کوک : هوف . چقدر نازنازویی پاشو آماده شو بریم . قول میدم همشو پیشت باشم . بعدشم نمیخورنت که . فقط کمک میکنن زود تر خوب بشی
تهیونگ : قول دادی
جونگ کوک : آره قول میدم ته . حالا پاشو آماده شو
ویو بیمارستان :
"اتاق انتظار"
《دکتر تهیونگ رو معاینه کرده بود و حالا توی اتاق انتظار نشستن تا جواب آزمایش بیاد》
تهیونگ : کوک ..
کوک : نترس ته هیچی نمیشه
تهیونگ : وایی خداا .
منشی بیمارستان : (صداش از توی بلندگو میاد) کیم تهیونگ . اتاق 23
کوک : تو بشین من میرم اگه لازم بود بهت میگم بیای باشه ؟
تهیونگ : باشه وانیل
《جونگ کوک به سمت اتاق 23 رفت . دکتر از سرجاش بلند شد و به سمت جونگ کوک اومد》
دکتر : اوه . تهیونگ تویی ؟
جونگ کوک : نه من همراهشم خوش نشسته . بگم بیاد
دکتر : نه . نه نمیخواد . بیا بشین .
جونگ کوک : (روی صندلی رو به روی دکتر نشست) چیزی شده ؟
لایک و کامنتا بالای ۳۰ تا باشه
#تابع_قوانین_ویسگون #نفر_بعدی_در_کار_نیست #ما_انسانیم_نه_حیوون
#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگ_کوک #تهکوک #یونمین #نامجین #سپ #بی_تی_اس #بنگتن #استری_کیدز #بنگچان #لینو #چانگبین #جیسونگ #جونگین #هیونجین #فیلیکس #سونگمین #هیونلیکس #مینسونگ #فیک_نویس #حمایت
- ۲۲.۴k
- ۱۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط