{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دانشگاه وانیلی

دانشگاه وانیلی
فیک تهکوک / پارت ۳۰


《آآ وانیل کوچولو بود . پس سریع تماس رو وصل کرد》

کوک : الو تهیونگ .
تهیونگ : سلام چیشده ؟
کوک : حالت بهتره .
تهیونگ : انگار به تخت چسبیدهام.
کوک : یعنی دو سه روزه خوب نمیشی ؟
تهیونگ : فکر نکنم .
کوک : آقای هان گفت این هفته همشو امتحان داریم . اگه بهشون نرسی مجبوری دوماه دیگه بری امتحان بدی .
تهیونگ : پوفف فکر کنم بتونم سره جلسه بیام . و کلاسارو نمیتونم .
کوک : تهیونگ دانشگاه که تموم شد میاییم باهم میریم دکتر باشه ؟
تهیونگ : اممم باشه وانیل..
کوک : خیلی خب ته . مواظب خودت باشه . استراحت کن تا برسم خونه
تهیونگ : باشه وانیل
کوک : خیلی خب . کلاس داره شروع میشه .
تهیونگ : اوم خدافظ جونگ‌کوکی .
کوک : خدافظ ته ..(تماس رو قطع کرد) اینم هیزمش بد آتیشی میگره


《چندساعت دیگه جونگ کوک میرسه خونه و باید برن دکتر . خببب الان باید به این فکر کنه چجوری به کوک بگه از دکتر رفتن میترسه . و حتی توی بچه‌گیاش حاضر بود بمیره ولی دکتر نره . و حالا باید بدون اعتراضی این کار رو انجام میداد . آره سخته خودش که میگفت با چهارتا قرص دارو خوب میشه ولی جونگ کوک اینو قبول نداره .. از اون طرف سانی؟ وای سانی تقریبا یک سال از اون موقع میگذره . یکسال تمام درگیر فتنه های سانی بود . اون حتما واسه انتقام برگشته . نکنه جونگ کوک رو کاریش کنه؟ سانی تا زمانی که یه عاشق پیشه داره ازش کار میکشه مطمئنن دوباره مین‌سو گول عشق دروغین سانی رو خورده و حالا همه چی رو واسه اون دختر گذاشته رو میز . یکم نگران اون ماجراست ولی.. بیخیال الان ماجرای مهم تر اینه که چطور با ترسش رو به رو بشه .. انقدر فکرش درگیر سانی و جونگ کوک شد . که تمام اون چندساعت باقی مونده گذشت و صدای باز شدن در رو شنید .. تهیونگ بزور از روی تخت بلند شد و در اتاق رو باز کرد . موهای بهم ریختش روی صورتش ریخت . چشماش و بینیش قرمز شده بودن و صداش هم یکم گرفته بود .. چرا دروغ بگیم این برای جونگ کوک بامزه ترین صحنه‌ای بود که میتونست ببینه》

تهیونگ : آ سلام وانیل
جونگ کوک : (لبخند‌میزنه) فکر کنم از صبح تا الان به تخت دوخته شده بودی
تهیونگ : چون راه رفتن سخته
جونگ کوک : برای منم راه رفتن سخته

ادامه دارد

از طرف سلوین
《لایکا و کامنتا بالای ۲۰ تا باشه پارت میزارم》

#تابع_قوانین_ویسگون #نفر_بعدی_در_کار_نیست #ما_انسانیم_نه_حیوون
#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگ_کوک #تهکوک #یونمین #نامجین #سپ #بی_تی_اس #بنگتن #استری_کیدز #بنگچان #لینو #چانگبین #جیسونگ #جونگین #هیونجین #فیلیکس #سونگمین #هیونلیکس #مینسونگ #فیک_نویس #حمایت
دیدگاه ها (۲۸)

از این نویسنده.مونم حمایت کنین این بهار خانومی جدی فیکش خیلی...

دانشگاه وانیلی فیک تهکوک / پارت 31 جونگ کوک : (لبخند‌میزنه) ...

دانشگاه وانیلی فیک تهکوک / پارت ۲۹جونگ کوک : اَخخ باشه اقای ...

دخترام من واقعا این حجم از مهربونیو نمیتونم...آخهه مننن نمیر...

دانشگاه وانیلی فیک تهکوک / پارت ۳۶ سانی : مثلا کجاش ؟ تهیونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط