{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب هشتم...شب حضرت علی اکبر(ع)...

شب هشتم...شب حضرت علی اکبر(ع)...
پیکرت مانند تسبیحی است که از هم وا شده,

تیغ و تیر و نیزه روی بیت بیتت جا شده...

طعنه و زخم زبان قد تو را خم کرده است,

قد تو حالا شبیه مادرم زهرا شده ...

آن قدر روی تنت شمشیر و نیزه تاخته,

قد تو رعنای من، رعناتر از طوبی شده...

مادری پهلو شکسته رو به رویت آمده,

کوچه، سیلی، میخ در معنا شده...

واژه های بر زبانم کمتر از حد تواند,

برکهٔ شعرم به شوق نام تو دریا شده...
دیدگاه ها (۲۶)

نه قدر شهره دوران اولاسان, سن ا...

یه روزی یه مرد تشنه رو به دریا میومد, با یه مشک خالی از دور ...

شبی ساکت و دلگیر, خودم بودم و قلبی که ز غم بسته به زنجیر... ...

تا بال و پر عشق به جانم دادند, در وادی عاشقان مکانم دادند......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط